تبلیغات
اعجاز حقیقی خداوند - مطالب اسفند 1390
    خوراک | RSS
 خوراک وب

    فهرست | MENU

    پیوندهای ما

    ابر برچسب ها

.:: به پایگاه اینترنتی اعجاز حقیقی خداوند خوش آمدید ::.

امروز: 




     درختی كه مزین به نام مبارك الله روییده است
پنجشنبه 25 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : اعجاز در گیاهان  نظر دهید!




real-god.mihanblog.com



     جنبه ای از اعجاز پروردگار
پنجشنبه 25 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : اعجاز در گیاهان  نظر دهید!

تشكیل نام مبارك الله



 real-god.mihanblog.com



     داستان معراج - قسمت دوازدهم
سه شنبه 16 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : داستانها  نظر دهید!

نماز

نماز که تمام شد مه بزرگی همچون ابر همه جا را فرا گرفت و پیامبر به سجده افتاد و شنید که پروردگار می فرماید: «چون بر تمام انبیای قبل از تو پنجاه نماز واجب کرده بودم، همان پنجاه نماز را بر تو و امتت نیز واجب کردم.»

رسول خدا بی آنکه حرفی بزند، از سجده برخاست.

در راه بازگشت از سفر آسمانی، وقتی پیامبر دوباره با موسی (ع) ملاقات کرد، موسی پرسید:

- در این سیر و سفرت، چه کردی؟

پیامبر در میان گفت و گوی خویش با موسی (ع) گفت:

- پروردگارم فرمود که بر هر پیامبری پنجاه نماز واجب کردم و همان را بر تو و امتت نیز واجب کردم.



موسی (ع) گفت:

- ای محمد! امت تو، آخرین امت هستند و ناتوان ترین امتها به حساب می آیند. پروردگار نیز از برآوردن خواسته ی تو ابایی ندارد. اکنون برگرد و درخواست کن که قدری به امت تو تخفیف بدهد.

رسول خدا چنین کرد و ده نماز از پنجاه نماز کاسته شد.

بار دیگر وقتی پیامبر به موسی رسید، موسی گفت:

- این نیز زیاد است و امت تو طاقتش را ندارند.

پیامبر (ص)، دوباره از خداوند تقاضای کاهش نماز را نمود. به همین ترتیب و به درخواست پیامبر از پیشگاه پروردگار، نمازها کاهش یافت تا اینکه تعداد آن به پنج نماز رسید. در این هنگام، ندایی غیبی به گوش پیامبر رسید:

- ای محمد! اکنون که بر پنج نماز صبر کردی، در برابر همین تعداد نماز، ثواب پنجاه نماز را خواهی داشت.

بعد نیز همان ندای غیبی ادامه داد:

- ای محمد! هر کسی از امت تو تصمیم بگیرد که برای رسیدن به ثواب، کار نیکی انجام دهد و آن کار را انجام بدهد، ده برابر پاداش برای او می نویسم و اگر نتوانست تصمیمش را عملی سازد، یک ثواب برایش می نویسم.

هر کس از امت تو تصمیم بگیرد تا کار زشتی انجام دهد، اگر انجام بدهد، یک گناه برایش می نویسم، و اگر منصرف شد و کار زشت را انجام نداد، هیچ گناهی بر او نمی نویسم ...




اما این، تمام خیر و نیکویی پروردگار نسبت به امت محمد نبود، و خداوند ادامه داد:

- ای محمد! ... هر گاه از امت پیامبران گذشته کسی گناه می کرد، باید سالها گریه کند تا توبه اش را بپذیرم. به آدم (ع) نگاه کن که به جهت یک ترک اولی سالها در آفتاب سوزان قرار گرفت و گریه کرد، تا اینکه توبه ی او را پذیرفتم.

اما امت تو، بیست سال یا پنجاه سال یا بیشتر اگر گناه بکند و بتواند پیش از آنکه مرگش فرا برسد، توبه کند، توبه اش را می پذیرم ...

پیامبر پرسید:

- خدایا! چه عملی از امت من، نزد تو بهتر و شایسه تر است؟

خداوند پاسخ داد:

- هیچ عملی نزد من، برای امت تو شایسته تر و بهتر از توکل بر من و راضی بودن به آنچه قسمت او کرده ام، نیست.

سپس به پیامبر خطاب شد:

- ای احمد! من تعجب می کنم از سه بنده ی خودم:

اول، کسی که به نماز می ایستد و می داند در پیشگاه خدایش ایستاده و دستهایش را به درگاه او بلند کرده است؛ اما هنوز هم در قلب او غفلت است و به دیگری توجه دارد.

دوم، کسی که غذای یک روز خودش را دارد، و غصه ی غذای فردا را می خورد.

سوم، کسی که نمی داند من از او راضی هستم یا غضبناک، و با این نادانی خویش در دنیا خوش است و می خندد ...

بعد از سکوتی کوتاه، به پیامبر خطاب شد:

- اهل دنیا، کسانی هستند که خوراک و خشم و خنده و خواب آنها زیاد است و از کسانی که به آنها بدی کرده اند، عذرخواهی نمی کنند و هر گاه کسی از آنها عذر بخواهد، عذرش را نمی پذیرند. اهل دنیا در هنگام عبادت، کسل و در وقت معصیت، شجاع و شاد هستند ...

اما اهل آخرت، کسانی هستند که به مردم سود فراوان می رسانند و مردم از آنها در راحت و آسایش هستند ... چشمهایش گریان است و دلشان، همیشه به یاد من است ...

بعد از اینکه پروردگار، تعدادی دیگر صفات اهل آخرت را برشمرد، پرسید:

- ای محمد! آیا بندگان زاهد مرا می شناسی؟

پیامبر پاسخ داد:

- خدایا! آنها را برایم معرفی کن.




خداوند به او خطاب کرد:

- بندگان زاهد من، از بس در شب برای نماز بیدار شده و در روز، روزه گرفته اند، زرد و لاغر شده اند و زبان آنها همیشه به ذکر من گویاست.

آنها مرا به ترس از آتش جهنم و یا شوق ورود به بهشت، عبادت نمی کنند؛ بلکه به خاطر خودم، عبادتم را می کنند و فرمانم را اطاعت می کنند.

دوباره از پیامبر پرسیده شد:

- آیا می دانی عبادت چیست؟

پیامبر دوست داشت تا باز هم سخن پروردگارش را بشنود:

- خدایا! برایم بگو.

پروردگار فرمود:

- عبادت، دارای ده جزء است و نه جزء آن در طلب روزی حلال است؛ پس اگر غذای خوردنی و آشامیدنی کسی پاکیزه گردید، در حفظ و حمایت من می باشد.

پیامبر در این هنگام پرسید: «خدایا! بزرگترین عبادت، نزد تو چیست؟»

خداوند پاسخ داد: «سکوت و روزه.»

پیامبر پرسید: «آثار روزه چیست؟»

خطاب آمد: «روزه، موجب پیدا شدن حکمت و دانش برای روزه دار می شود و انسان را به مقام پروردگار آشنا می سازد و یقین او را به حضرت حق، استوار می گرداند.

سپس از پیامبر پرسیده شد: «ای احمد! آیا می دانی به چه علت، تو را بر پیامبران دیگر خودم فضیلت بخشیدم؟»

پیامبر عرض کرد: «پروردگارا! نمی دانم.»

به او خطاب شد: «برای یقینی که در تو دیدم، و حسن خلقی که در تو مشاهده کردم، و بخششی که نسبت به فقیران و تهیدستان در تو وجود داشت. ای محمد! بدان که من، زمین خودم را توسط بندگانی که دارای چنین صفاتی هستند، حفظ می کنم.»



متاسفانه قسمتهای بعدی داستان معراج در حال حاضر موجود نیست و  انشالله در آینده افزوده خواهد شد



     داستان معراج - قسمت یازدهم
دوشنبه 15 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : داستانها  نظر دهید!

مقام علی علیه السلام

بعد از مشاهده ی درخت طوبی و میوه چینی از آن درخت بهشتی، گردش و سیر پیامبر در بهشت ادامه می یابد.

درختان بهشتی، اگر چه همگی زیبا و شگفت انگیز هستند و هر چند که شادابی و طراوت و میوه های این درختان، می تواند سالهای سال، نگاه را مجذوب تماشای خودش بنماید، اما در میان همین درختان سرسبز و پر طراوت، درختانی برتر و زیباتر دیده می شدند.

درخت بعدی، درخت سدره المنتهی نام داشت و پیامبر از آن درخت نیز عبور کرد.

سدره المنتهی، چنان عظیم و شگفت انگیز می نمایاند و بر شاخه های رنگارنگش، انواع و اقسام میوه های بهشتی وجود داشت ...




زمانی اندک که گذشت، وقتی رسول خدا به پشت سرش نگه کرد، جبرئیل را دید که ایستاده بود و با او نمی آمد.

پیامبر پرسید:

- آیا در چنین جایی مرا تنها می گذاری؟!

جبرئیل گفت:

- تو پیش برو. به خدا سوگند، اکنون به جایی رسیده ای که هیچ آفریده ای از آفریدگان پروردگار به آنجا نرسیده است و بعد از این هم، نخواهد رسید.

آنجا، دارای نزدیکترین فاصله با پروردگار بود؛ جایی که جبرئیل از نزدیک شدن و جلو رفتن بیش از آن، هراس داشت؛ زیرا اگر قدمی بر می داشت و ذره ای جلوتر می رفت، بال و پرش می سوخت و آتش می گرفت.

در این هنگام، از سوی خداوند صدایی به گوش پیامبر رسید:

- محمد!

پیامبر عرض کرد:

- بلی ای پروردگارم!

خداوند فرمود:

- فرشتگان آسمانی در چه چیز مشاجره می کنند؟

پیامبر عرض کرد:

- خدایا! تو پاک و منزهی. من نیز علم و دانشی غیر از آنچه خودت به من آموخته ای ندارم.

خداوند، اراده فرمود تا اثری از جلال و قدرتش بر سینه ی رسولش تجلی یابد، و پیامبر سوزشی را در میان دو کتف خویش احساس کرد.

بعد از آن، رسول خدا دید که تمام اسرار و علوم برای او مسخر گشته است و هیچ چیز از گذشته و آینده ی جهان و علوم و دانشها بر او پنهان نیست.

بعد از این واقعه، خداوند پرسش خویش را تکرار کرد:

- اهل آسمانها در چه چیز مشاجره دارند؟

- در درجات و کفارات و حسنات.

خداوند فرمود:

- ای محمد! وقتی نبوت تو پایان یافت و روزی تو به پایان رسید، چه کسی را برای جانشینی خویش در نظر گرفته ای؟

پیامبر عرض کرد:

- همه ی خلق را آزمایش کرده ام و کسی را مطیع تر از علی برای خود نیافتم.

خداوند فرمود:

- ای محمد! بعد از تو، او (علی) مطیع تر از همه ی خلق، نسبت به فرمان من است.




پیامبر عرض کرد:

- پروردگارا! تمامی خلق را آزمودم و کسی را نسبت به خودم علاقه مندتر از علی نیافتم.

خداوند، به پذیرش کلام پیامبر خویش، گفت:

- او، نسبت به من هم چنین است. ای محمد! علی را بشارت بده به اینکه آیت هدایت و پیشوای اولیای من و نوری برای فرمانبرانم و کلمه ی باقیه ای است که پرهیزکاران را به پذیرفتن آن دستور داده ام. ای محمد! هر کس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس او را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.

سپس، خداوند به تأیید بیشتر علی فرمود:

- من، او را به خصایصی اختصاص داده ام که هیچ کس را به آن خصایص اختصاص نداده ام

پیامبر عرض کرد:

- خدایا! او برادر و وصی، وزیر و وارث من است.

خداوند فرمود:

- این، امری است که اراده ی من بر آن تعلق گرفته و او باید مبتلا شود. مردم نیز، به وسیله ی او امتحان می شوند ...

در این هنگام، ندایی از جانب پروردگار به گوش پیامبر رسید.این ندا، آیه ای از قرآن بود: «رسول، به آنچه خداوند بر او نازل کرد، ایمان آورده است.»

پیامبر از قول خودش و امتش، آیه ی بعدی را به خداوند عرض می کند: «مؤمنان نیز به خدا و فرشتگانش و کتابهای آسمانی و پیامبران خدا ایمان آوردند و گفتند: ما بین هیچ کدام از پیامبران خدا فرق نمی گذاریم. (و همه یکزبان و یکدل در قول و عمل اظهار کردند،) ما فرمان خدا را شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! ما را بیامرز که می دانیم به سوی تو باز خواهیم گشت!»

خداوند فرمود: «خداوند، بر هیچ کس تکلیف و وظیفه ای نمی گذارد؛ مگر به قدر توانایی او. (و در روز پاداش) نیکی هر کس به سود او و بدیهایش به زیان او خواهد بود.»

پیامبر عرض کرد: «خدایا! ما را به خاطر خطاها و فراموشی هایمان مؤاخذه نکن!»

پروردگار فرمود: «مؤاخذه نمی کنم.»

پیامبر عرض کرد: «خدایا! تکلیف سنگین و طاقت فرسایی را که بر مردم روزگار پیشین نهادی، بر ما نگذار!»

پروردگار فرمود: «نه؛ تحمیل نمی کنم.»

پیامبر عرض کرد: «پروردگارا! تکلیف سنگینی را که از طاقت ما بیرون باشد، بر دوش ما نگذار و گناه ما را عفو کن. خدایا یار و یاور ما تو هستی و به ما نیروی غلبه بر کافران عطا فرما!»

خداوند فرمود: «اینها را که طلبیدی، به تو و امتت دادم.»

پیامبر گفت: «خدایا! تو به امت پیامبران گذشته عمری طولانی عطا کرده بودی؛ به گونه ای که گاهی یک نفر از آنها در میدان جنگ، قریب به هزار ماه در راه تو جهاد می کرد؛ اما عمر امت من کوتاه است و از اینگونه عبادات محروم هستند.»

از سوی خداوند به او خطاب شد: «ای محمد! من یک شب را برای امت تو قرار دادن که عبادت در آن یک شب، از هزار ماه جهاد و عبادت بهتر است و آن شب، شب قدر است؛ شب قدر از هزار ماه، بالاتر است.»

در آن لحظات، پیامبر اسلام دارای چه مرتبه و فضیلتی بود که خداوند باران رحمت و بخشایش خویش را اینگونه بر او فرو می ریخت؟!

بی گمان، هیچ مهمانی در درگاه پروردگار، گرامی تر از رسول خدا در وقتی که تقاضاهای خویش را مطرح می کرد، نبود

سپس پیامبر (ص) عرض کرد: «پروردگارا! تو به انبیای خویش فضایلی کرامت کرده ای؛ به من نیز، عطیه ای کرامت نما!»

خداوند فرمود: «به تو نیز بسیاری چیزها داده ام که در میان آنها کلماتی وجود دارد. این کلمات، عطیه ای است که در زیر عرشم نوشته شده است:

لا حَولَ وَ لا قُوهَ اِلّا بِالله؛

و ...

در آن لحظه، فرشتگان نیز کلامی به پیامبر آموختند تا در هر صبح و شب، آن را تکرار نماید: «خدایا! اگر ظلم می کنم، دلگرم به عفو توأم و اگر گناه می کنم، پناهنده به مغفرت تو هستم. خدایا! ذلت من، از دلگرمی به عفو توست، و فقرم پناهنده ی به غنای توست ...»

سپس، صدای آشنایی به گوش پیامبر رسید؛ صدای اذان.

فرشته ای که تا قبل از آن کسی او را در آسمان ندیده بود، اذان می گفت.

بعد از تمام شدن اذان، در همان آسمان، رسول خدا بر فرشتگان امامت کرده و نماز جماعت برگزار شد.

این دومین نماز جماعتی بود، که در سفر معراج به امامت پیامبر به جا آورده شد

 


ادامه دارد...



     داستان معراج - قسمت دهم
یکشنبه 14 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  نظر دهید!

 
شناخت اهل بیت

 یکی دیگر از مکانهای شگفت انگیز آسمانی، بیت المعمور بود.

بیت المعمور کجاست؟

بیت المعمور، خانه ای است در آسمان و در مقابل کعبه که فرشتگان، آن را با عبادت خویش معمور و آباد می کنند. هر روز هفتاد هزار فرشته وارد این خانه می شوند و هرگز از آن بیرون نمی آیند.

پیامبر به اتفاق جبرئیل وارد این مکان شده و دو رکعت نماز خواند.

وقتی پیامبر از بیت المعمور بیرون آمد، دو نهر را در مقابل خویش دید، هر کدام از نهرها نام جداگانه ای داشتند:

نهر کوثر و نهر رحمت.

پیامبر از نهر کوثر آب آشامید و در نهر رحمت، خویشتن را شست و شو داد و سپس به بهشت وارد شد.

 

در ابتدای ورود به بهشت، پیامبر خانه های خودش و اهل بیتش را می دید و خاک بهشت، عطرش را که از مشک معطرتر بود، به مشام رسول خدا رساند ...

بعد، درخت طوبی نظر پیامبر را به خودش جلب کرد؛ درختی که شاخه های نرم و نازکش با برگهایی سپید و معطر، در تمام بهشت منتشر گشته بود و خانه ای در بهشت نبود، مگر اینکه شاخه ای از درخت طوبی در آن آویخته بود.

چشم پیامبر به تماشای دیگر مناظر دل انگیز بهشت مشغول شد:

این بهشت، با هوای پاک و لطیف و ملایمش؛ و نوری که در پرتو درخشش آن، همه ی چیزها، درخشان، دیدنی و شفاف و چشمگیر به نظر می آید؛

چمنزاری یکدست، که همچون فرشی بافته شده از مخمل سبز و نرم، زیر پای انسان گسترده شده است؛

گلهایی که رنگارنگ و بی نهایت زیبا هستند و چشم نوازترین گلهای دنیایی، در برابرشان از خار، پست تر می نمایاند؛

تنوع گیاهان، چشمه ساران، آبگیرها، کوهها و تپه ها و فراوانی نعمت ها از خوردنی و آشامیدنی و ...

عطر در هم آمیخته ی گلهایی که با نوازش هر نسیم، جان بخش تر و گوناگون با چند لحظه ی قبل خودشان، به مشام آدمی می ریزند؛

آبشارهایی که به سان پرده ای از حریر، پیشانی هر کوهی را شسته و فرو می ریزند؛

هیاهو و قیل و قال پرنده های بهشتی که با صدها قلم هنرمندانه، هر یک به رنگی خیره کننده و تماشایی، درآمده اند و با آواز دلنوازشان، نغمه هایی از بهترین و زیباترین آوازها را سر داده اند و ...

در این بهشت، اگر خوش فکرترین آدمها  و با سلیقه ترین هنرمندان هم جمع شوند، از وصف یک زیبایی آن نیز عاجز هستند، و بهشت، هزاران هزار زیبایی دارد.

درخت طوبی از زیباترین و شگفت ترین پدیده های بهشت است.

حیف است که پیامبر (ص) به بهشت قدم بگذارد و از آن، بی خوشه چینی عبور کند.

او، خاتم پیامبران است؛ کسی است که سلسله ی وحی  رسالت با او کامل شده و خاتمه می یابد؛

او، دارای بهترین اخلاق و حسن خلق است؛

او، رحمت بر عالمیان است؛ و باید که از رحمت الهی بهره مند شود و آن را برای انسانهایی که در زمین هستند، به سوغات ببرد.

سوغات!

سوغات بهشتی پیامبر چیست؟ ...

جبرئیل، رسول خدا را نزدیک درخت طوبی برد.


شاخه ای از درخت که میوه ی فراوان بر خود داشت، سر خم کرد و در برابر نگاه پیامبر ایستاد.

جبرئیل، میوه ای چید و آن را به پیامبر داد.

پیامبر، آن را به دهان گذاشت و ذره ذره، طعمش را مکید.

حیف است؛ حیف که انسان پس از خوردن چنین میوه ای، چیز دیگری بخورد و مزه اش را از بین ببرد.

طعم و بوی میوه ی بهشتی به گونه ای بود که چنین احساس و اندیشه ای را به رسول خدا منتقل ساخت.

بعد از پایان این سفر، میوه ی بهشتی در بدن رسول خدا به نطفه ای تبدیل شد و از همان نطفه بود که فاطمه (س) پدید آمد؛ فاطمه، نشانه ای از موهبت بهشتی پروردگار در زمین.

معراج را پایانی است؛ این سفر آسمانی نیز، به انتها خواهد رسید. اما یاد و خاطره ی بهشت، هیچ گاه از ذهن و اندیشه ی پیامبر زوده نخواهد شد.

بی گمان، او بارها و بارها یاد و خاطره ی این شب را در فکر و اندیشه اش زنده می سازد. مخصوصاً وقتی یاد بهشت برایش زنده می شود ...، باید به نشانه ای از بهشت که در زمین وجود دارد، روی آورد و بوی بهشت را از او به مشام جان بکشد.

اصحاب و یاران رسول خدا، شاهد بودند که پیامبر هر گاه فاطمه (س) را می دید، او را می بوسید و می بویید.

بی گمان در دل و چشم پیامبر (ص)، هیچ کس محبوبتر و عزیزتر از فاطمه نبود.

چرا؟

آیا پیامبر تنها و تنها به خاطر اینکه فاطمه (س) دخترش بود، آن همه دلبستگی به او داشت؟

آیا پیامبر فقط به خاطر پاکدامنی و خداجویی فاطمه (س) شیفته ی او گشته بود؟

نه؛ پیامبر، دختران دیگری هم داشت که آنها نیز پاکدامن و خداجو بودند؛ ولی هیچ کدام به اندازه های فاطمه (س) در چشم او محبوب نبودند.

پس چرا رسول خدا آن همه به فاطمه (س) علاقه نشان می داد؟

فاطمه (س)، تنها انسانی بود که بر خاک می زیست، اما از بهشت بود.


وقتی به پیامبر اعتراض می کردند که چرا با فاطمه (س) چنین رفتاری دارد، پاسخ می داد:

- هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، فاطمه را می بویم و می بوسم.

و برای فاطمه، باید گوهری برابر پیدا می شد که شده بود. پیامبر، در معراج خویش، آن گوهر را شناخت.

در همان شب اسرار آمیز و در میان آسمانها، ناگاه صدایی شنیده شد، که آشنای گوش پیامبر بود؛ صدایی شبیه به لحن پسرعمویش علی (ع)!

کیست او؟!

علی؟!

نه؛ علی نبود که سخن می گفت؛ پروردگار بود؛ اما با لحن علی با پیامبرش گفت و گو می کرد. خدا نیز علی را دوست می داشت و می دانست که پیامبرش چه علاقه ای به علی (ع) دارد و در این شب که عزیزترین میهمان را به سوی خویش فراخوانده بود، اراده کرده بود تا به لحن علی (ع)، با پیامبر حرف بزند:

- پروردگار تو، من می باشم و تو نیز بنده شایسته ی من هستی.

پس مرا عبادت کن و توکل بر من بنما؛ زیرا تو همچون نور من در میان بندگانم می باشی و حجت من بر تمام آفردگانم هستی.

ای محمد! هر کس از تو پیروی کند، وارد بهشت من می شود و کسی که با تو مخالفت ورزد، گرفتار آتش غضب من خواهد شد.

ای محمد! بعد از تو، دوازده نفر از اوصیای تو را قرار دادم که اول آنها علی بن ابیطالب و آخر آنها مهدی است، که تمام آنها از نسل علی می باشند.

سپس خداوند پرسید:

- آیا می خواهی اسامی آنها را زیارت کنی؟

محمد (ص)، جواب داد:

- آری.

و بی گمان، هیچ نوشته ای در آن شب پر ماجرا و سفر مقدسش، بیشتر از دیدن آن اسامی، او را خوشحال نمی کرد.



از سوی پروردگار ندا آمد:

- به ساق عرشم نگاه کن.

و پیامبر (ص) نگاه کرد: اسامی علی (ع) و فرزندان او، بر عرش الهی ثبت و ضبط شده بود.

خداوند فرمود:

به عزت و جلالم سوگند که توسط صاحبان این اسامی که اوصیای تو می باشند، دین خود را در عالم ظاهر می کنم و نام خود را به واسطه ی آنها در عالم، بلند و پر آوازه می سازم، و زمین را توسط آخرین آنها از دشمنانم پاک می گردانم و او (مهدی) را مسلط بر مشرق و مغرب زمین می گردانم.


ادامه دارد...



     دانلود چند نوای زیبا با مضامین ذكر و ستایش پروردگار
شنبه 13 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : ارسالی مخاطبان  نظر دهید!


به صورت اتفاقی با آلبوم "با قدسیان" جناب آقای "پیام عزیزی" آشنا شدم كه نواهای این آلبوم حال و هوای عرفانی خاصی رو به شنونده القا میكنن

پیشنهاد میكنم حتما استفاده كنید...


دانلود با كیفیت بالا:


Track 1

Track 2

Track 3

Track 4

Track 5

Track 6

Track 7






پینوشت:

پیشنهاد شخصی من نواهای :


 مقام لوی لوی

با قدسیان


میباشد



     گناهان ... عذاب وجدان ... بخشش پروردگار...
شنبه 13 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : نوشته ها و مقالات  نظر دهید!

قسمت پایانی




در توبه باز است


{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم 8]

(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)

برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:

{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}

(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند)

توبه چیست؟

توبه همان پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، عدم بازگشت توسط اندام

بیائیم با قلب پشیمان شویم (ندامت شدید) و همراه با زبان از خدا طلب مغفرت کنیم (استغفار)

وبا اندام خود نشان دهیم که می توانیم خدا را خوشحال کنیم.

این سوال پیش می آید اگر ما تمام این موارد را عمل کنیم چه می شود؟

گناهان قبل از توبه چه می شود؟

ای پیامبر از سوی من بگو ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. به راستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان و پیش از آنکه عذاب به شما برسد، آنگاه یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز آیید و در برابر او تسلیم شوید. ( سوره زمر آیه 53،63)

وهمچنین ابن ماجه رحمه الله روایت میکند.

«التائب من الذنب کمن لا ذنب له» (صحیح الجامع 3008)

«توبه کننده از گناه همانند کسی است که هیچ گناهی ندارد».

جواب دوستانی که  ناشی از عدم یقین وایمان وهمچنین بدبینی احساس می کنند که گناهان آنها بیشتر از آن است که خداوند آنها را ببخشد.

خداوند تبارک وتعالی میفرماید:

{ورحمتی وسعت کل شیء}

«رحمت من همه چیز را فرا گرفته»

وهمچنین خداوند  تبارک وتعالی  در حدیث قدسی می فرماید:

«هر کس نظر وعلمش درباره من چنین باشد که توانایی بخشیدن تمامی گناهان را دارم او را خواهم بخشید و برایم اصلا مهم  نخواهد بود به شرط آنکه با من کسی را شریک نگرداند»

این حدیث را طبرانی در کبیر و همچنین حاکم روایت کرده است (صحیح الجامع 4330)

کارهایی که فرد توبه کننده باید انجام دهد.

1-  از روی اخلاص توبه کند نه از روی عجز وناتوانی

2- گناه هایی را که انجام داده آن ها را زشت پندارد  ونه اینکه از انجام دادن بار دیگر آنها لذت ببرد. (یعنی در قلب خود باز به خوشی از آن یاد کند)

3- با انجام توبه نسبت به رفتارش مغرور نگردد.

4-  از بین بردن اسباب گناه وحرام.

5- به بدنش توجه کند و در راستای اطاعت وفرمانبرداری قرار دهد.

6- بازگرداندن حقوق کسانی که بر آنها ظلم شده (حق الناس)

درصورت مرتکب شدن دوباره گناه چه کنیم؟

شایسته است دو کار را انجام دهیم

پشیمانی قلبی و عزم جدی بر ترک گناه. (پشیمانی قلبی)

اعضاء وجوارح بدن اعمال نیکو بسیار انجام دهند که یکی از آنها نماز توبه است

حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) روایت می کند از حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) شنیدم که فرمودند:

«جز این نیست که هر کس مرتکب گناهی بزرگ یا مهم یا …گردد سپس برخیزد و طهارت گرفته و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند بخشاینده طلب بخشش بکند، الله گناه او را خواهد بخشید» (این حدیث را اصحاب سنن روایت کرده اند. صحیح الترغیب والترهیب 1/284)

دوست عزیز شاید بگویی گناهان زندگی را بر من تلخ کرده واستراحت وآرامشم را از من گرفته اما بدان این حالات از نشانه ی توبه صادقانه است واز رحمت الله نا امید مباش وشاکر باش که توانسته ای توبه ای صادقانه کنید.

ای بنده ی خدا، پروردگار کریم ومهربان در توبه را گشوده. آیا بهتر نیست وارد آن شوی؟

پروردگار باشکوه وعظمت نیاز به توبه ی ما ندارد اما اندکی تفکر کن ما با توبه ی واقعی پروردگار جهانیان را خوشحال می کنیم خوشحال کردن پروردگار آسمان ها و زمین افتخار کمی نیست.

صد هزاران دام ودانه است ای خدا            ما چو مرغان حریص و بی نوا

دم به دم ما  بسته ی دام توایم                   هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

می رهانی هر دمی ما را و باز                  سوی دامی می رویم ای بی نیاز






1- الله توبه‌كاران را دوست دارد:

{إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ} [بقره: 222]

«الله توبه‏كاران و پاكیزگان را دوست مى‏دارد»

برای به دست آوردن دوستی پروردگار، تو هم جزو توبه کاران باش.

2- الله نسبت به توبه‌كنندگان بسیار بخشنده است:

{وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى} [طه: 82]

«به یقین من آمرزنده كسى هستم كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته نماید و به راه راست رهسپار شود».
این هم بشارتی بزرگ برای توست اگر اهل توبه باشی و ایمان بیاوری و کار شایسته انجام دهی!

3- خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد:

{إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ} [هود: 114]

«خوبیها، بدیها را از میان مى‏برد»

همچنین رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «هر جا که هستی تقوای الله را پیشه ساز و بعد از کار بد کار نیک انجام بده تا آن را پاک سازد و با مردم به اخلاق نیک رفتار کن» به روایت ترمذی.

دوست عزیز! پس از هر گناه مایوس نشو و خود را تسلیم گناه نکن. یکی از راه‌های پاک ساختن گناهان همین نصیحت پیامبرمان (صلی الله علیه وسلم) است: انجام کار خوب.

4- هرگز از رحمت پروردگار مایوس نشو:

{قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ} [زمر: 53]
«بگو اى بندگان من كه بر خویشتن (با گناهان) زیاده‏روى کرده‌اید، از رحمت الله ناامید نشوید در حقیقت ‏الله همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده‌ی مهربان است»

بله! قضیه خیلی ساده است. هر چه گناه بزرگ باشد باز هم رحمت و مغفرت الله بسیار بزرگتر است!

5- بهترین گناهکاران، توبه‌کنندگانند.

{وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا} [نساء: 110]

«هر كس كار بدى كند یا بر خویشتن ستم ورزد سپس از الله مغفرت بخواهد، الله را آمرزنده‌ی مهربان خواهد یافت»

هرچه گناهانت زیاد باشند و هرچه بدی‌هایت بزرگ، باز هم صادقانه از الله طلب مغفرت کن. پروردگار تو غفور و رحیم و بسیار توبه‌پذیر است.

پیامبرمان (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «همه‌ی فرزندان آدم گناهکارند و بهترین گناهکاران توبه‌کنندگانند.»
[به روایت امام احمد و ترمذی؛ ترمذی آن را حسن دانسته است.]

6- استغفار و سپس : تسبیح

پروردگار متعال می‌فرماید:

{فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْكَارِ} [غافر: 55]
« پس صبر كن كه وعده‌ی الله حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان تسبیح بگو »

این نصیحتی از سوی الله متعال: استغفار و تسبیح الله در آغاز و پایان روز.

عبدالله بن عمر ـ رضی‌الله‌عنهما ـ می‌گوید:

ما می‌شمردیم که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) در یک مجلس صد بار می‌گفت:

«رَبِّ اغفِرلی ذَنبی وَ تُب عَلَیَّ إنَّكَ أنتَ التَّوّابُ الرَّحیم»

(پروردگارا؛ گناهم را مورد مغفرت قرار ده و بر من توبه بپذیر که تو توبه‌پذیر و مهربانی) [به روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی آن را صحیح دانسته است.]

این استغفار و تسبیح رسول الله (صلی الله علیه وسلم) است. کسی که گناهان گذشته و آینده‌اش بخشیده شده است. بر این اساس ما بیشتر به استغفار و تسبیح نیازمندیم.

7- دعای سید الإستغفار:

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «سید الإستغفار اینگونه است که بنده بگوید:

اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّی، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، خَلَقْتَنِی وَأَنَا عَبْدُكَ ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَیَّ، وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِی فَاغْفِرْ لِی فَإِنَّهُ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ

(الهی تو پرودگار منی که هیچ معبود به حقی جز تو نیست. مرا آفریده‌ای و من بنده‌ی توام و بر عهد و پیمان تو خواهم بود تا جایی که بتوانم. به تو پناه می‌برم از بدی‌هایی که انجام داده‌ام. اعتراف می‌کنم به نعمت‌هایت بر خودم و اعتراف می‌کنم به گناهانم پس مرا مورد مغفرت قرار ده که هیچ‌کس جز تو گناهان را مورد آمرزش قرار نمی‌دهد).

و سپس افزود: هر که در روز این دعا را با یقین بگوید و همان روز قبل از اینکه شب شود بمیرد از اهل بهشت است و هر کس در شب آن را با یقین بگوید و قبل از صبح بمیرد از اهل بهشت خواهد بود». [به روایت امام بخاری و ترمذی و نسائی]

با دقت در کلمات زیبای این دعا پی خواهیم برد که چگونه گفتن این دعا با یقین به مغفرت الهی و اعتراف به گناهان خود در پیشگاه الله و پشیمانی از گناه و تصمیم به بازنگشتن به آن، باعث بخشش گناهان و ورود به بهشت خواهد شد.

8- توبه نصوح چیست؟

{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا} [تحریم: 8]

« اى كسانى كه ایمان آورده‏اید به درگاه الله توبه اى نصوح (راستین) كنید»توبه‌ی نصوح، توبه‌ای است که در آن این شرط‌ها رعایت شود:

1- دست برداشتن از گناه.

2- پشیمانی از آن.

3- عزم جدی برای بازنگشتن به گناه.

و در صورتی که گناه مربوط به حق کسی باشد باید تا حد امکان حق وی را برگرداند یا از وی بخشش بخواهد و در صورتی که این حق در مورد آبروی شخصی باشد (مانند غیبت یا تهمت) سعی کند از وی بخشش بخواهد اما در صورتی که این کار امکان ندارد و یا باعث ایجاد کدورت بیشتر می‌شود باید به همان صورتی که در حق وی بدی کرده و آبروی وی را ریخته است و در همان مجالسی که بدگویی وی را کرده به ذکر خوبی‌های وی بپردازد و برای او استغفار کند.

9- و در پایان…

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید:

«خوش به حال کسی که در نامه‌ی اعمالش استغفار بسیاری باشد» [به روایت ابن‌ماجه و بیهقی با سند صحیح]

برای توبه و بازگشت هنوز دیر نشده است. فرصتی که من و تو داریم همین زندگی است. تا وقتی که روح به حلقوم نرسیده و آفتاب از مغرب طلوع نکرده باشد…




«شخصی پرسید: اگر بمیرم، مرا به کجا می برند؟
 گفتند: نزد خدای متعال.
 گفت: خوشحالم از اینکه مرا نزد کسی می برند که جز نیکی، چیزی از او ندیده ام»



     گناهان ... عذاب وجدان ... بخشش پروردگار...
شنبه 13 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : نوشته ها و مقالات  نظر دهید!

قسمت ششم



شیخ عبدالرحمن السحیم / ترجمه: ابوعامر

سوال:
شخصی مرتکب گناهی شد اما بعد از آن توبه کرد و این گناه مربوط به دوران نامزدی اش بود.
حال اگر پس از توبه با نامزدش ازدواج کند آیا خداوند در این ازدواج برکت خواهد انداخت؟ یا اینکه به اندازه گناه خود مؤاخذه خواهد شد؟

پاسخ (شیخ عبدالرحمن السحیم):

بی شک کسی که از گناه توبه کند مانند کسی است که اصلا گناه نکرده است. بلکه حتی ممکن است انسان بعد از گناه (با توبه) بهتر از قبل از گناه باشد.

همانطور که برای پدرمان آدم علیه السلام رخ داد.

ابن قیم رحمه الله می گوید: “تا چه انداز ه تفاوت است بین حال آدم علیه السلام قبل از گناه و توبه که خداوند به او فرمود: {برای توست که در آن [بهشت] گرسنه نشوی و عریان نشوی – و تو در آن تشنه نخواهی شد و [گرمای] آفتاب را نبینی} (طه/119-118)

و حال او بعد از توبه {پس از آن پروردگار ش او را باز برگزیده نمود و توبه اش را پذیرفت و او را هدایت کرد} (طه/122)

حال اول آدم حالت خوردن و نوشیدن و لذت بردن بود، اما حالت دوم حالت برگزیدگی و هدایت است. و چه تفاوت است بین این دو منزلت.” پایان کلام ابن قیم

و از برخی از سلف نقل شده که داود علیه السلام پس از توبه بهتر از قبل آن بود.

و هرکس توبه کند و [صادقانه] برگردد و در باقیمانده عمرش نیکی پیشه کند در بقیه زندگی و کارهایش برکت حاصل خواهد شد و هر کس توبه کند برای گناهی که قبل از توبه انجام داده است مؤاخذه نخواهد شد. و این از فضل گسترده الله سبحانه و تعالی است.

بلکه حتی بزرگواری و کرم خداوند تا آنجاست که گناهان را [با توبه صادقانه] تبدیل به نیکی ها می کند:

الله سبحانه و تعالی پس از نام بردن گناهان بزرگ در سوره فرقان می فرماید:{مگر آنکه توبه گند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد پس خداوند بدی های آنان را به نیکی ها مبدل می سازد و الله غفور و رحیم است} (فرقان/70)
———————————–
منبع: شبکة المشکاة الإسلامیة




     گناهان ... عذاب وجدان ... بخشش پروردگار...
شنبه 13 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : نوشته ها و مقالات  نظر دهید!

قسمت پنجم




 آیا خداوند مرا می‌بخشد؟

محمد صالح المنجد / ترجمه: ابراهیم احراری خلف

ممكن است بگویی می خواهم توبه كنم اما گناهانم بسیار زیاد است و نشده است كه عمل فحشا و زشتی را ترك كنم مگر آنگه در آن غوطه ور شده و آن را انجام داده ام و نه حتی گناهی را كه به خیالت رسیده باشد مگر آنكه بیش از اندازه آن را مرتكب شده ام، نمی دانم آیا ممكن است خداوند آنچه را كه در آن سالیان طولانی انجام داده ام ببخشاید یا نه؟!

ای برادر بزرگوار، به تو می گویم این تنها مشكل تو نیست بلكه مشكل بسیاری از كسانی است كه می خواهند توبه كنند. برایت مثالی از جوانی می آورم كه یكبار سؤالی را اینگونه مطرح كرد، او از ابتدای نوجوانی شروع به انجام و ارتكاب گناه كرده تا جایی كه در سن هفده سالگی دارای پرونده طولانی پر از اعمال زشت و فواحش از انواع صغیره و كبیره بوده است و به افراد زیادی از كوچك و بزرگ تجاوز كرده،‌ حتی یكبار دختر خردسالی را مورد تجاوز قرار داده و بارها و بارها نیز دزدی و سرقت كرده است،‌ حال می گوید كه بسوی الله متعال روی آورده و توبه كرده ام و بعضی شبها عبادت كرده و نماز تهجد می خوانم و روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه می گیرم و هر صبح بعد از نماز فجر قرآن می خوانم، آیا توبه ام پذیرفته خواهد شد؟ آیا برای من امكان توبه وجود دارد؟

ما مسلمانان مرجع و منبع اصلی مان در فهم و اجرای احكام و شناخت حلال و حرام و حل مشكلات و برخورد با آنها، كتاب الله و سنت رسول الله – صلی الله علیه و سلم – و در حالتی ابتدا به این دو ریسمان الهی رجوع می كنیم. لذا هنگامی كه به قرآن كریم نگاهی می اندازیم این پیام الهی را می بینیم:

{قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن الله یغفر الذنوب جمیعا إنه هو الغفور الرحیم و أنیبوا إلی ربكم و أسلموا له من قبل أن یأتیكم العذاب ثم لا تنصرون} زمر/53و54

{ (ای پیامبر از سوی من) بگو: ای بندگانی كه بر خود اسراف كرده اید،‌از رحمت خداوند ناامید نشوید. براستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان (بسیار بخشنده و مهربان است) و پیش از آنكه عذاب به شما رسد و آنگاه یاری نیابید، به سوی پروردگارتان بازآیید و در برابر او تسلیم شوید.}

این جوابی دقیق و روشن برای آن مشكل مطرح شده است و آنچنان واضح است كه نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

اما … آن احساسی كه گناهان بیشتر از آن است كه خداوند آنها را ببخشد،

اولا: ناشی از عدم یقین بنده به وسعت و دامنه رحمت پروردگارش است.

ثانیا: ناشی از نقص ایمان به قدرت خداوند بر بخشیدن تمامی گناهان است.

ثالثا: ناشی از ضعف عمل مهمی از اعمال قلب كه همان “رجاء” است می باشد (1)

رابعا: ناشی از بدبینی و عدم گمان تائب در پاك شدن گناهان می باشد.

حال به هركدام از موارد چهارگانه گذشته جداگانه جواب می دهیم…

اما مورد اول: در روشن شدن آن این پیام الهی كفایت می كند:

{و رحمتی وسعت كل شیء} اعراف/156

{رحمت من همه چیز را فرا گرفته است.} (2)

اما مورد دوم:

“قال تعالی من علم أنی ذو قدرة علی مغفرة الذنوب غفرت له و لا أبالی ما لم یشرك بی شیئا” (3)

“خداوند متعال [در حدیث قدسی] می گوید: هركس نظر و عملش درباره من چنین باشد كه توانایی بخشش تمامی گناهان را دارم، او را خوام بخشید و برایم اصلا مهم نخواهد بود به شرط آنكه با من كسی را شریك نگرداند. (یعنی به من شرك نیاورد)” این واقعه مربوط به زمانی می شود كه بنده پروردگارش را در سرای آخرت ملاقات می كند.

اما مورد سوم: این مورد را نیز این حدیث باعظمت قدسی جواب می دهد:

“یا ابن آدم إنك ما دعوتنی و رجوتنی غفرت لك علی ما كان منك و لا أبالی،‌ یا ابن آدم لو بلغت ذنوبك عنان السماء ثم استغفرتنی غفرت لك و لا أبالی، یا ابن آدم لو أنك أتیتنی بقراب الأرض خطایا ثم لقیتنی لا تشرك بی شیئا لأتیتك بقرابها مغفرة” (4)

“ای فرزند آدم، تا زمانی كه مرا به فریاد بخوانی و به من امید داشته باشی، هر چه كه بر آن باشی می بخشایمت و برایم این عمل مهم نیست. ای فرزند آدم، اگر تو به نزدم به اندازه وسعت و پهنای زمین اشتباه و خطا بیاوری و با من ملاقات كنی در حالیكه برایم شریكی قرار نداده ای (به من شرك نورزیده ای) من نیز به نزد تو خواهم آمد در حالیكه به همان اندازه خطاهایت بخشش و مغفرت به همراه دارم.”

اما مورد چهارم: این حدیث رسول رحمت – صلی الله علیه وسلم – در جواب آن كافی است:

“التائب من الذنب كمن لا ذنب له” (5)

“توبه كننده از گناه همانند كسی است كه هیچ گناهی ندارد.(پرونده اعمالش از گناه خالی می باشد)”

منبع: “می خواهم توبه كنم اما!” تالیف: محمد صالح المنجّد ترجمه: ابراهیم احراری خلف انتشارات سید احمد جام 1379
———————————————————
1- رجاء عبارت است از امید داشتن به رحمت الهی
2- ترجمه آیات از مسعود انصاری
3- این حدیث را طبرانی در كبیر و حاكم روایت كرده اند (صحیح الجامع 4330)
4- این حدیث را امام ترمذی روایت كرده است (صحیح الجامع)
5- این حدیث را ابن ماجه رحمه الله روایت كرده است (صحیح الجامع 3008)




     گناهان ... عذاب وجدان ... بخشش پروردگار...
شنبه 13 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : نوشته ها و مقالات  نظر دهید!

قسمت چهارم


فرصت‌های طلایی برای بخشش گناهان

آیا تا حالا شده دعا کنید و مستجاب نشود؟ قطعاً چنین اتفاقی افتاده است چون ما با این همه گناه مستجاب الدعوه که نیستیم ولی با این حال نباید نا امید شد. طبق روایات وارده می‌شود فهمید که الله جل جلاله بسیار توبه پذیر است به طوری که در حدیثی چنین وارد شده است:

ارشاد رسول الله صلی الله علیه و سلم است که خداوند فرمود: «اگرقومی برروی زمین باشند که تمام احکام خدا رابدون کمی و کاستی انجام دهند من این قوم را هلاک می‌کنم و از صحنه روزگار محو می‌کنم و قومی را می‌آورم که گناه کنند و از کرده‌ی خود پشیمان شده و توبه کنند»

البته این به معنای اجازه‌ی انجام گناه نیست بلکه امید و فرصتی واقعاً طلایی است برای گناه کاران. خداوند می‌فرماید:

توبه:

{ إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُوْلَئِكَ یَتُوبُ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِیماً حَكِیماً} [نسا/17]

«‏بی‌گمان خداوند تنها توبه كسانی را می‌پذیرد كه از روی نادانی (و سفاهت و حماقت ناشی از شدّت خشم و غلبه شهوت بر نفس) به كار زشت دست می‌یازند، سپس هرچه زودتر (پیش از مرگ، به سوی خدا)  برمی‌گردند (و از كرده‌ی خود پشیمان می‌گردند)، خداوند توبه و برگشت آنان را می‌پذیرد. و خداوند آگاه  (از مصالح بندگان و صدق نیّت توبه‌كنندگان است) و حكیم است (و از روی حكمت درگاه توبه را بر روی توبه‌كنندگان باز گذاشته است).»

و باید به این نکته مهم در قرآن کریم توجه کنیم، خداوند می‌فرماید:

{وَلَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّی تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً} [نساء/18]

« توبه‌ی كسانی پذیرفته نیست كه مرتكب گناهان می‌گردند (و به دنبال انجام آنها مبادرت به توبه نمی‌نمایند و بر كرده خویش پشیمان نمی‌گردند) تا آن گاه كه مرگ یكی از آنان فرا می‌رسد و می‌گوید: هم اینك توبه می‌كنم (و پشیمانی خویش را اعلام می‌دارم). همچنین توبه كسانی پذیرفته نیست كه بر كفر می‌میرند (و جهان را كافرانه ترك می‌گویند). هم برای اینان و هم آنان عذاب دردناكی را تهیّه دیده‌ایم.»

پس با توجه به این آیه‌ی کریمه باید فهمید که توبه‌ی بدون پشیمانی پذیرفته نمی‌شود و این موضوع واقعاً نکته‌ای ظریف و قابل اهمیت است. ما باید خداوند را ناظر و شاهد بر اعمال و کردار خود بدانیم و با یاری خداوند بزرگ دست ازگناه و معصیت بکشیم.

نماز پنجگانه‌ی روزانه و نماز جمعه:

«الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَالْجُمْعَةُ إِلَى الْجُمْعَةِ وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ مَا بَیْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ». «مَا مِنْ امْرِئٍ مُسْلِمٍ تَحْضُرُهُ صَلَاةٌ مَكْتُوبَةٌ فَیُحْسِنُ وُضُوءَهَا وَخُشُوعَهَا وَرُكُوعَهَا إِلَّا كَانَتْ كَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهَا مِنْ الذُّنُوبِ مَا لَمْ یُؤْتِ كَبِیرَةً وَذَلِكَ الدَّهْرَ كُلَّهُ». [مسلم].

رسول اکرم (صلى الله علیه وسلم) می‌فرماید: ادای نمازهای پنجگانه و نماز جمعه تا جمعه بعد، و روزه‌ی رمضان تا رمضان بعد، کفاره‌ی گناهان (صغیره) فاصله بین خود می‌‌باشند بشرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود. هر مسلمانی که به هنگام آمدن وقت نماز مرتب وضو بگیرد و رکوع و سجود را نیکو بجای آورد و خاشع و خاضع باشد. بشرطی که بسوی گناهان کبیره نرود نمازهایش برای همیشه کفاره‌ی گناهان گذشته او خواهد بود.

روزه‌ی روز عرفه «روز قبل از عید قربان»:

«صِیَامُ یَوْمِ عَرَفَةَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِی قَبْلَهُ وَالسَّنَةَ الَّتِی بَعْدَهُ». [مسلم، والترمذی وابن ماجه والحاکم].

پیامبر (صلى الله علیه وسلم) می ‌فرماید: روزه روز عرفه کفاره گناهان سال قبل و سال بعد از خود می ‌باشد.

روزه روز دهم ماه محرم «عاشورا»:

«وَصِیَامُ یَوْمِ عَاشُورَاءَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِی قَبْلَهُ». [مسلم وأبوداود والترمذی وابن ماجه والحاكم]. روزه عاشورا «روز دهم ماه محرم» کفاره گناهان سال قبل از خود است.

آمین گفتن:

«إِذَا أَمَّنَ الْإِمَامُ فَأَمِّنُوا فَإِنَّهُ مَنْ وَافَقَ تَأْمِینُهُ تَأْمِینَ الْمَلَائِكَةِ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». [البخاری و مسلم].

پیامبر (صلى الله علیه وسلم) می‌ فرماید: هر گاه امام «در نماز جماعت» آمین گفت شما هم آمین بگویید، همانا کسی که آمین گفتن او با آمین ملائکه همزمان باشد «گناهان صغیره» گذشته‌ اش بخشوده می ‌شود.

تب (به همراه صبر بر آن):

«لاَ تَسُبِّی الْحُمَّى، فَإِنَّهَا تُذْهِبُ خَطَایَا بَنِی آدَمَ كَمَا یُذْهِبُ الْكِیرُ خَبَثَ الْحَدِیدِ». [مسلم].

رسول الله (صلى الله علیه وسلم) می‌‌فرماید: تب را دشنام ندهید چون بیماری تب بسان کوره آهنگری که زنگ آهن را می ‌زداید گناهان را محو می‌ کند.

وضوی زیبا و کامل:

«من توضأ فأحسن الوضوء خرجت خطایاه من جسده حتی تخرج من تحت أظفاره». (مسلم).

پیامبر (صلى الله علیه وسلم) فرمود: هر کس وضوء بگیرد و وضویش کامل و زیبا باشد خداوند گناهان او را محو می‌‌نماید. «گناهانش از تن او حتی از زیر ناخنهایش خارج می‌‌شود».

اذان:

مؤذن که بانگ بر آورد هر تر و خشکی «هر چیز» برایش شهادت می‌دهد و گناهانش آمرزیده می‌‌شود.

«المؤذن یغفر له بمد صوته ویشهد له کل رطب ویابس». [النسائی].

خواندن این ذکر عظیم:

کسی که در شب از خواب بیدار شود و اذکار زیر را بخواند و بعد ازآن بگوید: «اللّهم اغْفِر لی». پروردگارا! مرا مورد عفو و بخشش خود قرار ده یا دعائی بکند خداوند جوابش را می ‌دهد و اگر وضوء بگیرد و نماز بخواند نمازش قبول می ‌شود. دعا این است.

«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیْرٌ. سُبْحَانَ اللهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَاللهُ أَكْبَرُ. ولاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ». [البخاری ومسلم].

معنی: هیچ معبودی بجز الله نیست تنها و بی ‌شریک است و عظمت و ستایش برای اوست و بر هر چیزی تواناست ستایش و پاکی برای خداست و غیر از او خدایی نیست. حول و قوه و توکل تنها بر اوست. [بخاری و مسلم].

ان شاء الله که با عمل به این موارد صحیفه‌ی دلمان نورانی و عاری از گناه باشد.

وصلی الله علی سیدنا و نبینا و مولانا و شفیعنا محمدوصلی الله علیه و آله و صحبه و سلم اجمعین و من تبعهم باحسان الی یوم دین.




.:: صفحات وب ::.

(تعداد کل صفحات=5) :   1، 2، 3، 4، 5،  
    آرشیو


    جستجو در سایت



    آمار زنده سایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :