تبلیغات
اعجاز حقیقی خداوند - داستان معراج - قسمت چهارم
    خوراک | RSS
 خوراک وب

    فهرست | MENU

    پیوندهای ما

    ابر برچسب ها

.:: به پایگاه اینترنتی اعجاز حقیقی خداوند خوش آمدید ::.

امروز: 




     داستان معراج - قسمت چهارم
دوشنبه 8 اسفند 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : داستانها  نظر دهید!

گذری به جهنم  

 پیامبر خدا در شب معراج، فقط یک نگاه بر شعله های سرکش و سوزان جهنم انداخته بود، اما آگاهی او از دوزخ و جایگاه دوزخیان، به گونه ای است که همه ی اسرار آن جایگاه بد را برای یاران خودش فاش می کند.

آیات قرآن و آنچه از سوی پروردگار در مورد جهنم بر قلب رسول خدا وارد می شود، چنین است:

حرارت آتش جهنم، در مقایسه ی با حرارت آتش دنیا، چندین برابر بیشتر و شدیدتر است.

هنگامی که آیه ی: «در روز قیامت، جهنم حاضر می شود و در آن روز، انسان متوجه می شود که چه کارهایی را باید در دنیا انجام می داد. اما معلوم نیست که این توجه، به حال او فایده ای داشته باشد.» بر رسول خدا نازل شد، چهره ی پیامبر تغییر کرد و آثار غم و اندوه در صورتش مشاهده گردید.

یاران با اینکه این علایم را در سیمای پیامبر می دیدند، جرأت پرسیدن نداشتند. سرانجام، علی (ع) وارد مسجد گردید و چون چهره ی غمگین پیامبر (ص) را مشاهده کرد، گفت: «پدر و مادرم فدای شما باد! چه اتفاقی افتاده است که اینگونه غمگین هستید؟»

پیامبر جواب داد: «جبرئیل آمد و این آیه را برای من آورد و غمگینم ساخت ...»



بعضی از یاران پرسیدند:

- ای رسول خدا! چگونه جهنم را در روز قیامت، حاضر می کنند؟

پیامبر جواب داد:

- جبرئیل به من خبر داد که وقتی تمام مردم را در صحرای محشر حاضر می کنند، خداوند امر می فرماید تا جهنم را نیز حاضر کنند.

با حضور جهنم در صحرای محشر، صداها و غرشهای وحشتناکی از جهنم به گوش می رسد که اگر خداوند اراده بر حفظ جان مردم نکند، هیچ کس از ترس آن صداها و غرشها، زنده نمی ماند.

در همین هنگام، ناگهان شعله ای از آتش جهنم زبانه می زند که تمام مردم، حتی پیامبران و اوصیای آنها و مردم صالح نیز صدایشان از ترس بلند می شود و می گویند: «خدایا! به فریاد ما برس!»

رسول خدا پس از لحظه ای سکوت، به سخن ادامه می دهد:

- جبرئیل به من خبر داد که در آن هنگام، من فریاد می زنم: «خدایا! به فریاد امت من برس!»

خداوند در آیه هایی دیگر که بر پیامبرش نازل می کند، اطلاعات دیگری در مورد جهنم به آنها می دهد: «جهنم دارای هفت طبقه و هفت در است که از هر در جهنم، گروهی از مردم وارد آن خواهند شد.»

هفت طبقه ی جهنم عبارتند از:

جَحیم؛ که ساکنان در آن، از فشار آتش، زیر و رو می شوند؛ مثلِ قطعه های گوشتی که در دیگ جوشان ریخته شده اند و بر اثر جوشش آب، بالا و پایین می روند.

لظی؛ خداوند در وصف این طبقه از جهنم می گوید: «شخص گناهکار، حاضر است اولاد و همسر و خانواده و خویشاوندان خویش و هر چه را که مالک آن است، بدهد تا نجات پیدا کند؛ اما وارد لظی خواهد شد که طبقه ی دوم جهنم است و در این طبقه از جهنم، شدت حرارت به گونه ای است که گوشت بدن را از استخوان جدا می کند.»

سَقَر؛ طبقه ی بعدی جهنم و منزل متکبران است.

حُطَمَه؛ مردمی که دیگران را آزار رسانیده و ادّیت می کنند، و کسانی که به جمع آوری مال و ثروت دنیا مشغول هستند، در حُطَمَه سقوط می کنند.

خداوند، از پیامبر (ص) می پرسد: «... آیا می دانی حُطَمَه چه جایگاه سختی است؟»

 



و خودش پاسخ می دهد: «حُطَمَه، آتشی است که خداوند به غضب خویش آن را بر افروخته ساخته است و شدّت حرارتش بر دل بندگان اثر می کند.»

هاویه؛ طبقه بعدی جهنم است و حرارت آن به قدری است که پوست بدن اهلش در هم کشیده می شود.

خداوند، هاویه را اینگونه توصیف کرده است: «هر گاه پوست بدن اهل هاویه در هم کشیده شده و سخت گردد تا عذاب آتش بر آن اثر نکند، ما آن پوست را تبدیل به پوست نویی می کنیم که تازه باشد و عذاب در آن اثر کند ...»

سَعیر؛ طبقه ی بعدی جهنم است و خداوند در وصف آن می گوید: «ما برای کفّار در سعیر، زنجیر و قفل هایی آماده ساخته ایم. در سعیر، خیمه هایی از آتش برای ساکنان آن برپا شده است و ...»

فَلَق؛ که هفتمین طبقه ی جهنم است و خداوند به پیامبرش دستور می دهد: «بگو ای رسول خدا! من پناه می برم به پروردگار خودم از فلق!»

- غذای اهل جهنم چیست؟

اهل جهنم، هیچ غذایی ندارند غیر از غسلین.

غسلین چیست؟

غسلین، چرک و خونی است که از بدن اهل جهنم می ریزد.

جبرئیل به رسول خدا در مورد غذای اهل جهنم خبر می دهد:

- ای رسول خدا! اگر ذره ای از غذای اهل جهنم را در دنیا بریزند، تمام اهل دنیا از بوی تعفن آن جان می دهند.

آشامیدنی اهل جهنم چیست؟

اهل جهنم، از شدت آتش، اظهار تشنگی می کنند و فغان سر می دهند.

به پاسخ همین فغان و ناله، آب برایشان آورده می شود؛ آبی که همچون مس و قلع گداخته شده است و آن را در ظرف آتشین ریخته و به دستشان می دهند.



اهل جهنم، ظرف آتشین را نزدیک صورت می آورند که بیاشامند؛ اما از شدت حرارت آن، گوشت صورتشان پخته شده و به میان ظرف می ریزد.

- آیا اهل جهنم، لباس بر تن دارند؟

لباس اهل جهنم، از مس گداخته شده، است.

- وضعیت اهل جهنم، چگونه است؟

جهنمیان، زنجیرهایی سنگین بر گردن و شانه دارند. فشار زنجیرها به گونه ای است که آنها نمی توانند سر خود را تکان داده و یا به زیر افکنند.

نگهبانان جهنم با عمودهایی از آهن بر سر اهل جهنم می کوبند و آنها را بر چشمه ی آینه می نشانند.

- آینه، چگونه چشمه ای است؟

آب این چشمه، از هر مُرداری گندیده تر و متعفن تر و از هر چیزی، تلخ تر و بد مزه تر است، و حرارت آن، از آتش هم سوزنده تر می باشد.

- اهل جهنم با چشیدن عذاب خداوند، چه می گویند؟

آنها به مالک جهنم می گویند:

- ای مالک جهنم! از خدا بخواه تا ما را بمیراند؛ زیرا بیش از این، طاقت تحمل عذاب را نداریم!

اما مالک جهنم به آنها پاسخ نمی دهد.

و هزار سال، اینگونه می گذرد.

بعد از گذشت این زمان، مالک جهنم جوابشان را می دهد:

- آیا مشاهده نکردید که در روز قیامت، مرگ را به صورت گوسفندی خاکستری سر بریدند و منادی حق ندا کرد که: ای ساکنان بهشت! شما همیشه در بهشت ساکن هستید و هرگز از آن خارج نخواهید شد.

سپس، همان منادی شما را صدا زد که: ای ساکنان آتش! برای شما هم نجاتی نیست و باید همیشه در آتش زندگی کنید.

اهل جهنم می گویند:

- ای مالک جهنم! از خدا بخواه تا یک روز عذاب ما را تخفیف بدهد.

مالک جهنم جواب می دهد:

- حتی یک لحظه هم عذاب شما تخفیف داده نمی شود.

اهل جهنم که از مالک جهنم مأیوس شده اند، خطاب به پروردگار می گویند:

- خدایا! ما به وظایف خودمان آشنا شدیم و دانستیم که باید به دستورهای تو عمل کنیم؛ پس ما را از این گرفتاری نجات بده!

خداوند نیز، هزار سال به آنها بی اعتنایی کرده و پاسخشان را نمی دهد.

اما پس از گذشت این مدت، به آنها می گوید:

- آیا شما را در دنیا مدتی مهلت ندادم و آیاتم بر شما خوانده نشد و وظایف بندگی من به شما نرسید و آن را تکذیب نکردید؟

اهل جهنم به ناله و التماس می گویند:

- خدایا! بدبختی و شقاوت، بر ما غلبه کرد و ما از گمشده های بیابان گمراهی هستیم.

 

اما پاسخ خداوند به آنها چنین است:

- در آتش جهنم گم شوید و خاموش باشید.

در این هنگام، پیران اهل جهنم با خود نجوا می کنند:

- وای بر ما که به سنّ پیری رسیدیم و از خواب غفلت بیدار نشدیم...!

جوانان جهنمی نیز بر خویشتن بانگ می زنند:

- چه بد کردیم که برای عیش و لذّت چند روزه ی دنیا، خود را به چنین بدبختی و گرفتاری، دچار ساختیم!

زنان جهنمی، شیون کنان می گوید:

- ما را به چنین روزی وعده داده بودند. اما برای رضایت شوهر یا دوستان خودمان، از وظایف خویش غفلت کردیم و خلاف دستور خداوند را انجام دادیم. اکنون، به جای آن همه پارچه های نرم و لطیفی که لباس خود می ساختیم، لباس آتشین پوشیده ایم، و در عوض جواهر و زینت طلایی و نقره ای که بر خود می آویختیم، زنجیرهای ضخیم و گداخته بر بدن داریم ...

شدت عذاب بر اهل جهنم، یکسان نیست؛ اما چهار گروه هستند که اهل جهنم از سختی عذاب و بوی تعفن آنها در زحمت می باشند:

گروه اول، کسانی هستند که حق مردم بر گردن آنها باقی مانده است. آنها پیش از اینکه بتوانند حق مردم را بپردازند، از دنیا رفته و به جهنم وارد شده اند و پیوسته ناله می کنند: «کاش کسی بود که حق مردم را می پرداخت و مرا از این عذاب هولناک رهایی می بخشید!»

گروه دوم از اهل جهنم که سخت تر و شدیدتر از دیگران عذاب می بینند، کسانی هستند که روده هایشان از شکم آنها بیرون ریخته شده و زیر پای اهل جهنم مالیده می شود. اینها کسانی هستند که از نجاست دنیا پرهیز نداشتند.

گروه سوم، از دهانشان چرکِ آلوده و متعفن بیرون می آید. این گروه، کسانی هستند که به سخن چینی درباره ی مردم مشغول بوده اند.

چهارمین گروه، کسانی هستند که گوشت بدن آنها را قیچی کرده و به دهانشان می گذارند تا بخورند.

اهل جهنم از آنها می پرسند:

- شما در دنیا چه کردید که به این شکنجه گرفتار شده اید؟!

آنها می گویند:

- ما، به غیبت مردم مشغول بودیم.

در جهنم، منبری از آتش برای شیطان می گذارند و او را بر بالای منبر می نشانند.

بعضی از اهل جهنم به شیطان می گویند:

- دیدی که به فریب خودت، ما را در چه گرفتاری و عذابی فرو افکندی؟!

شیطان در جوابشان می گوید:

- خداوند، صد و بیست و چهار هزار پیامبر و چندین هزار وصی و جانشین آنها را برای هدایتتان فرستاد. شما، تمام آنها را راستگو و معصوم می دانستید.

آنها همگی شما را نصیحت کرده و به بهشت راهنمایی می کردند. شما نیز آگاه بودید که شنیدن سخن آنها به نفع خودتان است. همچنین، به خوبی اطلاع داشتید که من دشمن شما می باشم. اما همیشه کلام مرا می شنیدید و به دستور من عمل می کردید.

پس ای اهل جهنم! حق ملامت مرا ندارید؛ بلکه خویشتن را سرزنش کنید که مستحق عذاب و شکنجه گشته اید ...

 

ادامه دارد...



    آرشیو


    جستجو در سایت



    آمار زنده سایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :