تبلیغات
اعجاز حقیقی خداوند - اعجاز علمی قرآن کریم (خانه عنكبوت، خانه‏ای سست‏)
    خوراک | RSS
 خوراک وب

    فهرست | MENU

    پیوندهای ما

    ابر برچسب ها

.:: به پایگاه اینترنتی اعجاز حقیقی خداوند خوش آمدید ::.

امروز: 




     اعجاز علمی قرآن کریم (خانه عنكبوت، خانه‏ای سست‏)
پنجشنبه 19 آبان 1390  بسم الله الرحمن الرحیم  دسته بندی : اعجاز در اشیا و پدیده ها اعجاز در حیوانات اعجاز قرآن اعجاز علمی  نظر دهید!


وبلاگ اعجاز حقیقی خداوند


خداوند در سوره عنكبوت می‏فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ»(1)؛ مثل كسانی كه جز خداوند یار و یاوری برای خود برگزیده‏اند، همانند عنكبوت است كه برای خود خانه‏ای ساخته است و اگر بدانند سست‏ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است.
این موضوع را كه خانه عنكبوت از نظر مادی و معنوی سست‏ترین خانه‏هاست؛ مطالعات اخیر حیوان شناسی در زمین به اثبات رسانده است. مفسران در این باره گفته‏اند: منكرانی كه ولایت غیر خدا را پذیرفته‏اند در سستی و ضعف اعتقاد، همانند عنكبوت هستند كه برای خود خانه‏ای ساخته تا در پناه آن آرام گیرد؛ در حالی كه خانه او سست‏ترین خانه‏ها به شمار رفته، برای پناه جستن، شایستگی ندارد و اگر این منكران می‏دانستند چنین كاری را انجام نمی‏دادند.

عنكبوت از نظر علمی‏
عنكبوت از شاخه بندپایان(2) و از رده آراكنوئیدها(3) است. در این شاخه غیر از عنكبوتیان جنس‏های دیگری نظیر عقرب‏ها و كنه‏ها نیز وجود دارند. بدن عنكبوت(4) به دو قسمت جلویی و عقبی تقسیم می‏شود؛ در قسمت جلو سر و سینه قرار گرفته و قسمت عقبی بدن، شكم را در بر می‏گیرد. در قسمت جلو چهار جفت پا و دو جفت شاخك حسی و یك جفت شاخك قلاب مانند به شكل گاز انبر یا چنگال‏هایی كه حاوی غدد سمی است وجود دارد. كمر باریك عنكبوت قسمت جلویی بدن او را از قسمت عقبی جدا می‏كند.
عنكبوت چشم‏های ساده‏ای دارد كه تعداد آنها به هشت عدد می‏رسد؛ البته گاهی تعداد چشم‏ها از هشت كمتر است. این حیوان با شكار كردن حشرات، روزگار می‏گذراند و پوستی ضخیم و پوشیده از مو دارد. این پوست هفت تا هشت بار می‏افتد تا به مرحله كمال خود برسد. جانور شناسان امروز، بیش از سی هزار نوع عنكبوت را مورد شناسایی قرار داده‏اند كه از نظر شكل؛ رنگ و حجم (بین كمتر از یك میلیمتر و نود میلیمتر) با هم متفاوتند. بیشتر عنكبوت‏ها در خشكی و به صورت فردی (جز در هنگام جفتگیری و سر از تخم درآوردن بچه عنكبوت‏ها) زندگی می‏كنند. محیط زیست عنكبوت‏ها از سطح دریا تا ارتفاع پنج هزار متری گسترده شده است.
این حشرات، سه جفت زایده برجسته و متحرك در پایین شكم دارند؛ این زایده‏ها سوراخ‏های ریزی دارند كه مایع سازنده تارهای عنكبوت از آن خارج می‏شود، به همین علت به این سوراخ‏ها دوك گفته می‏شود. این مایع كه از طریق دوك‏های قسمت عقب بدن از تعدادی غدد ویژه ترشح می‏شود، به محض آنكه در معرض هوا قرار گیرد خشك می‏گردد. پس از خشك شدن، تارهایی با شكل، طول و استحكام متفاوت ایجاد می‏شوند. این تفاوت، ناشی از تفاوت غدد ترشح كننده تارهاست. عنكبوت در خانه‏اش - كه همه فعالیت‏های حیاتی خود را در آن انجام می‏دهد - می‏ماند. این حشره غیر از این خانه، مخفیگاه دیگری نیز برای خود می‏سازد كه به وسیله تارِ شكار به خانه متصل شود و در مواقع خطر به این مخفیگاه پناه می‏برد.

مفاهیم علمی موجود در آیه:
1. مفرد آوردن عنكبوت
در فرهنگ لسان العرب آمده است: عنكبوت جانور كوچكی است كه در هوا و بر روی دهانه چاه، تركیبی را می‏بافد. این كلمه مؤنث است؛ اما گاهی در شعر به صورت مذكر هم آمده است. به خانه عنكبوت (عَكدَبَة) گفته می‏شود. فراء می‏گوید: عنكبوت مؤنث است؛ البته برخی عرب‏ها آن را به صورت مذكر هم می‏آورند. جمع آن عنكبوتات، عَناكِب و عَناكیب و اسم مصغر آن عُنَیكِب است. اهل یمن به آن عَنكَباه می‏گویند؛ گاهی نیز عَنكَباء و عَنكَبوه نامیده می‏شود. سیبویه با استشهاد به افزودن تاء به عنكبوت آن را عنكباء می‏نامد و من نمی‏دانم آیا اسم مفرد است یا جمع. ابن اعرابی می‏گوید: عَنكَب مذكر است و مؤنث آن عَنكَبة است. گفته شده است عَنكَب اسم جنس عنكبوت است و عنكبوت هم مذكر و هم مؤنث است. (مبرد) می‏گوید: عنكبوت مؤنث است؛ اما مذكر هم آورده شده است.
نظر غالب آن است كه واژه عنكبوت مفرد مؤنث بوده و جمع آن عَناكِب است. نام‏گذاری این سوره به نام عنكبوت - كه واژه‏ای مفرد است - به این دلیل است كه عنكبوت به صورت فردی زندگی می‏كند به جز مواقع جفت‏گیری یا زمانی كه تخم‏ها باز می‏شوند. اما در دو سوره نمل و نحل، اسم سوره به صورت جمع آمده است تا بر جمعی بودن زندگی این دو حشره اشاره شود.

2. إتَّخَذَت بَیتاً (فعل اتخذت مونث است)
این آیه قرآنی به صراحت می‏گوید كه عنكبوت ماده به ساخت خانه اقدام می‏كند؛ بنابراین وظیفه ساخت خانه بر عهده عنكبوت ماده است كه با غدد ترشح كننده ماده ابریشمی اقدام به ساخت می‏كند؛ هرچند در برخی مواقع عنكبوت نر هم در كار ساخت، ترمیم یا توسعه او را یاری می‏كند با این حال وظیفه مذكور به صورت یك وظیفه محض برای حیوان ماده حفظ می‏شود.

3. إنَّ أوهَنَ البُیُوتِ لَبَیتُ العَنكَبوتِ‏
این جمله اعجاز آمیز چند حقیقت مهم را مورد اشاره قرار می‏دهد:
الف. سست بودن از لحاظ مادی: خانه عنكبوت از لحاظ مادی سست‏ترین خانه‏هاست؛ زیرا از تعدادی تارهای ابریشمی ساخته شده است كه بسیار نازك بوده و در بیشتر مواقع فاصله زیادی با هم دارند. به همین علت عنكبوت را نه از گرمای خورشید محافظت می‏كند و نه از سرمای زمستان؛ سایه كافی ایجاد نمی‏كند و در برابر باران، تند باد و خطر مهاجمان قادر به محافظت از عنكبوت نیست؛ با آنكه ساخت چنین خانه‏ای خود از معجزات الهی است.
ب. این خانه عنكبوت است كه سست است نه تارهای آن: اصطلاح (اوهن البیوت) این نكته را مورد اشاره قرار می‏دهد كه سستی و ضعف در خانه عنكبوت است نه در تارهای آن. این اشاره قرآنی بسیار دقیق است؛ زیرا تارهای خانه عنكبوت، ابریشمی و بسیار نازكند و میانگین ضخامت هر كدام یك میلیونیم اینچ مربع یا یك چهار هزارم ضخامت یك موی عادی در سر انسان است.
با وجود نازك بودن، تار عنكبوت محكم‏ترین ماده بیولوژیكی است كه تا كنون مورد شناسایی قرار گرفته است؛ تارهای ابریشمی سازنده خانه عنكبوت از فولاد هم محكم‏ترند و تنها كوارتز ذوب شده از آن محكم‏تر است. یك تار بلند عنكبوت پیش از پاره شدن تا پنج برابر طول خود كشیده می‏شود و به همین خاطر دانشمندان، نام فولاد بیولوژیك را بر آن نهاده‏اند. استحكام تار عنكبوت 20 برابر فولاد معدنی عادی است و توان آن به 000/30 رطل(5) در اینچ مربع می‏رسد؛ به عنوان مثال اگر یك عنكبوت، تاری به ضخامت انگشت شست می‏ساخت می‏توانست یك هواپیمای جمبو جت را به آسانی حمل كند.
ج. سست بودن به لحاظ معنوی: خانه عنكبوت به لحاظ معنوی هم سست‏ترین خانه‏هاست؛ زیرا از دوستی و مهربانی كه هر خانه خوشبختی از آن برخوردار است محروم می‏باشد؛ به خاطر آنكه در برخی انواع عنكبوت‏ها (به نام بیوه سیاه) جنس ماده به محض پایان باروری، جنس نر را كشته و آن را شكار می‏كند؛ این امر بدان علت است كه ماده عنكبوت وحشی‏تر بوده و از حجم بیشتری برخوردار است. در برخی حالت‏ها عنكبوت ماده بی‏رحمانه بچه‏های خود را می‏خورد. در برخی دیگر عنكبوت ماده پس از باروری تخم‏ها كه معمولا در كیسه‏ای ابریشمی از آنها نگهداری می‏كند می‏میرد. پس از مدتی بچه عنكبوت‏ها از تخم بیرون می‏آیند و خود را در یك مكان بسیار شلوغ در داخل كیسه تخم می‏بینند؛ لذا این خواهرها و برادرها به خاطر غذا یا جا یا هر دوی اینها با هم درگیر شده یكدیگر را می‏كشند. پس از پایان درگیری‏ها تنها تعداد اندكی از بچه عنكبوت‏ها زنده می‏مانند؛ آنها از پوست خود جدا شده، دیواره كیسه تخم را پاره كرده و با خاطراتی دردناك، یكی پس از دیگری از آن خارج می‏شوند. پس از آن همگی در محیط اطراف پراكنده شده، و ماده‏ها شروع به ساخت خانه می‏كنند؛ در این راه هم برخی بچه عنكبوت‏های باقیمانده كشته می‏شوند؛ نجات یافتگان هم همین فاجعه را تكرار می‏كنند. مجموعه این حوادث باعث می‏شود كه خانه عنكبوت وحشی‏ترین خانه‏ها بوده و در آن خبری از پیوندهای خویشاوندی و نزدیكی نباشد. به همین علت است كه خداوند در سستی و ضعف، خانه عنكبوت را مثال زده است؛ زیرا در آن از ساده‏ترین مفاهیم عطوفت میان نر و ماده، مادر و بچه‏ها و برادران و خواهران خبری نیست.

4. لَو كانُوا یَعلَمونَ‏
این حقایق در هنگام نزول قرآن و حتی تا قرن‏ها پس از آن برای هیچكس شناخته شده نبود؛ بلكه پس از مطالعات گسترده صدها جانورشناس در طول ده‏ها سال، بالاخره در دهه‏های پایانی قرن بیستم كشف شد، به همین خاطر پروردگار این آیه را با (لو كانو یعلمون) به پایان رسانده است.
بنابراین توصیف قرآنی در مورد خانه عنكبوت به عنوان سست‏خانه‏ها كه بر پیامبری بی‏سواد و در میان جامعه‏ای نازل شده كه اكثریت قاطع آن را بی‏سوادان تشكیل می‏دهند - آن هم هزار و چهارصد سال پیش - چیزی جز پیشی جستن از علم نیست؛ به گونه‏ای كه هیچ عاقلی نمی‏تواند تصور كند منبع قرآن، كسی جز خداوند یكتا باشد.

برخی اشارات پنهان قرآنی
الف. خانه عنكبوت تنها یك مأوی و محل سكونت به حساب نمی‏آید؛ بلكه در عین حال دامی است كه حشرات پرنده چون مگس و ... در برخی تارهای چسب‏ناك آن گرفتار و شكار عنكبوت می‏شوند. مشركینی كه جز خداوند معبودهای دیگری را برای خود برگزیده‏اند و مردم را نیز بدان سو می‏كشانند همین حكایت را دارند؛ آنها مردم را به سوی دامی محكم دعوت می‏كنند كه ورود به آن به منزله هلاكت آنها در دنیا و آخرت است. خداوند متعال می‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری‏ إِثْماً عَظِیماً»(6)؛ خداوند شرك را نمی‏بخشد و هر چه را كه جز آن باشد برای هر كه بخواهد می‏بخشد و هر كه شریكی برای خداوند قائل باشد گناه بزرگی مرتكب شده است.
ب: خداوند به مردم هشدار می‏دهد كه از مبلغان فساد اجتناب كنند؛ همان‏ها كه هواپرستی و ثروت اندوزی را شریك خدا قرار داده‏اند. در آیه قرآنی مذكور به تارهای پنهان آنها اشاره‏ای رمزگونه شده است. اینان از طریق همین تارهای ثروت، فساد، پست و مقام و... به شكار قربانیان خود می‏پردازند؛ تارهایی كه به محض گرفتن قربانی او را نابود می‏كند.

5. آفرینش آسمان‏ها و زمین در شش روز
«خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ»: آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید.
خداوند تبارك و تعالی در قرآن كریم می‏فرماید: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»(7)؛ پروردگار شما آن خدایی است كه آسمان‏ها و زمین را در شش روز خلق كرد؛ آنگاه بر عرش قدرت استیلا یافت. روز را با پرده شب پوشاند كه با شتاب در پی آن حركت می‏كند و خورشید و ماه و ستارگان مسخر امر او هستند. آگاه باشید كه ملك و آفرینش، خاص خداست و حكم نافذ، فرمان اوست. اوست كه منزه و بلند مرتبه و پروردگار عالمیان است.
در زمانی كه عقیده مردم، ثبوت و سكون زمین بود، قرآن كریم بر حركت و شناور بودن زمین و تمام اجرام آسمانی در پهنه وسیع هستی تاكید كرد؛ اما از آنجا كه گفتن این حقایق در زمان نزول وحی به مصلحت نبود قرآن به صورتی لطیف، زیبا و غیر مستقیم به آنها اشاره كرد تا نپذیرفتن این حقایق، مردم را از نور رسالت خاتم و این هدیه الهی بی‏نصیب نكند.
قرآن كریم به تعدادی از حقایق جهان هستی كه در آن زمان از سطح دانش مردم فراتر بود از جمله حركات زمین به صورت خلاصه و غیر مستقیم و در عین حال دقیق، جامع و كامل اشاره نموده است تا با پیشرفت سریع علم همچنان بر علم بشر احاطه داشته باشد و دلیلی بر این نكته باشد كه این كتاب، كلام آفریدگار جهان است و پیامبر از جانب خدا به عنوان معلم و مؤیّد عظمت و شگفتی این كتاب، برگزیده شده است.

حركات زمین‏
قرآن كریم در اشاره به حركات زمین از عباراتی مانند پی در پی آمدن شب و روز و جابجایی آن‏ها، پوشاندن روز به وسیله شب و بالعكس، داخل كردن هركدام از این دو در یكدیگر و بیرون كشیدن آنها از هم و حركت ابر گونه كوه‏ها استفاده نموده است؛ همچنین در اشاره به حركات انتقالی زمین از شناور بودن شب وروز سخن به میان آورده است.

الف: پوشاندن روز توسط شب‏
آیات مربوط به پوشاندن روز توسط شب در سوره اعراف و سوره رعد ذكر شده كه بعداً به آنها می‏پردازیم.

ب: پی در پی آمدن شب و روز
كندی سرعت گردش زمین به دور محور خود، در جسم گیاهان و سایر موجودات منقرض شده نمایان است. در پنج آیه از آیات قرآن كریم به كروی بودن زمین و گردش آن به محور خود در مقابل خورشید اشاره شده است. خداوند متعال در این آیات می‏فرماید:
1. «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ... لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»(8)؛ به درستی كه در آفرینش آسمان‏ها و زمین و پی در پی آمدن شب و روز ... نشانه‏هایی برای عاقلان وجود دارد.
2. «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ»(9)؛ به درستی كه در آفرینش آسمان‏ها و زمین و پی در پی آمدن شب و روز برای خردمندان نشانه‏هایی است.
3. «إِنَّ فِی اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ»(10)؛ در آفرینش شب و روز و آن چه خداوند در آسمان‏ها و زمین آفریده برای متقین نشانه‏هایی است.
4. «وَ هُوَ الَّذِی یُحیِی وَ یُمیتُ وَ لَهُ اختِلافُ اللَّیلِ وَ النَّهارِ أفَلاتَعقِلونَ»(11)؛ اوست كه زنده می‏كند و می‏میراند و پی در پی آمدن شب و روز از اوست چرا در این امور تفكر نمی‏كنید؟
5. «إنَّ فِی خَلقِ السَّمَواتِ وَ الأرضِ لَآیاتٍ لِلمُؤمِنینَ * وَ فِی خَلقِكُم وَ ما یَبُثُّ مِن دابَّةٍ آیاتٌ لِقَومٍ یُوقِنونَ * وَ اخِتلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ وَ ما أنزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِن رِزقٍ فَأحیَا بِهِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها وَ تصریفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِقَومٍ یَعقِلونَ»(12)؛ به درستی كه در آسمان‏ها و زمین نشانه‏هایی برای مومنین وجود دارد و نشانه‏هایی نیز در خلقت شما و پراكنده شدن جنبندگان برای اهل یقین است و در رفت و آمد شب و روز و آن چه خداوند از آسمان به صورت روزی نازل می‏كند و زمین را پس از مرگ زنده می‏كند و در جابجایی بادها برای اهل تعقل نشانه‏هایی وجود دارد.
پی در پی آمدن شب وروز در قرآن به تعابیر دیگری نیز ذكر شده است:
6. «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلفَةً لِمَن أرادَ أن یَذَّكَّرَ أو أرادَ شُكوراً»(13)؛ همان كسی كه شب وروز را برای اهل ذكر و گروه شاكران پشت سر هم قرار داد.
7. «وَ اللَّیلِ إذا أدبَرَ * وَ الصُّبحِ إذا أسفَرَ»(14)؛ قسم به شب هنگامی كه پشت می‏كند و قسم به صبح هنگامی كه آشكار می‏شود.
8. «وَ اللَّیلِ إذا عَسعَسَ * وَ الصُّبحِ إذا تَنَفَّسَ»(15)؛ قسم به شب، هنگامی كه تاریك می‏گردد و قسم به صبح، هنگامی كه دمیده می‏شود.

ج. جابجایی شب و روز
در سوره نور این چنین آمده است: «یُقَلِّبُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ إنَّ فِی ذَلِكَ لَعِبرَةً لِأولِی الأبصارِ»(16)؛ او شب و روز را جابجا می‏كند و این كار برای اهل بصیرت مایه عبرت است. این آیه به موضوع دوران زمین به دور محور خود اشاره دارد.

د. داخل كردن شب وروز در یكدیگر
1. «تُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ»(17)؛ روز را در شب وشب را در روز داخل می‏كنی.
2. «ذَلِكَ بِأنَّ اللهَ یُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ وَ أنَّ اللهَ سَمیعٌ بَصیر»(18)؛ این بدان جهت است كه خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل می‏كند و خداوند شنوا و بیناست.
3. «ألَم تَرَ أنَّ اللهَ یُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ ..»(19)؛ آیا نمی‏بینی كه خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل می‏كند.
4. «یُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ»(20)؛ شب را در روز و روز را در شب داخل می‏كند.
5. «یُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»(21)؛ شب را در روز و روز را در شب داخل می‏كند و او آگاه به ضمایر انسانهاست.
ولوج در لغت به معنی دخول است و از آنجایی كه دخول یك زمان در زمانی دیگر غیر ممكن است برای ما روشن می‏شود كه مقصود از شب و روز در این جا مكانی است كه شب و روز آن را می‏پوشاند. این مكان همان زمین است به این معنی كه خداوند تبارك و تعالی نصف تاریك زمین را به تدریج در نصف دیگر كه روشن و روز است داخل می‏كند و به همان نسبت نصف روشن زمین را نیز وارد نصف دیگری كه تاریكی شب بر آن خیمه افكنده می‏گرداند؛ این موضوع به طور غیر مستقیم اما دقیق و جامع و كامل به كروی بودن زمین و گردش آن به دور خود اشاره می‏كند.

ه. بیرون كشیدن روز از شب‏
خداوند متعال می‏فرماید: «وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیلُ نَسلَخُ مِنهُ النَّهارُ فَإذَا هُم مُظلِمونَ»(22)؛ نشانه دیگر برای آنها شب است كه روز را از آن بیرون می‏كشیم تا ناگاه همه در تاریكی‏فرو روند. این بدان معناست كه خداوند متعال نور روز را از مناطقی از زمین كه شب، آن را فرا گرفته است به آرامی می‏گیرد، مانند گوسفندی كه پوست بدنش را به آرامی جدا می‏كنند؛ این موضوع جز با گردش زمین به دور محور خود امكان پذیر نخواهد بود. در این آیه به نازك بودن طبقه روز در سمتی كه در مقابل خورشید است اشاره شده است؛ این امر حقیقتی است كه بشر در نیمه دوم قرن بیستم با شروع فضانوردی به آن دست یافته است.
امروزه ثابت شده كه ضخامت لایه روز پیرامون زمین از 200 كیلومتر بالاتر از سطح دریا بیشتر نمی‏شود اگر این مسافت را به نسبت فاصله تا خورشید محاسبه كنیم (كه در حدود 150 میلیون كیلومتر است) به این نتیجه می‏رسیم كه تقریبا معادل 000/1750 آن است. حال اگر این فاصله را نسبت به قسمت قابل رؤیت هستی كه چیزی معادل ده هزار میلیون سال نوری (9/5 میلیون میلیون كیلومتر) است بسنجیم ناچیز بودن این مقدار آشكار می‏گردد.
این اشاره اعجاز آمیز قرآنی نیز بیرون آوردن لایه نازك روز از شب را به كندن پوست گوسفند قربانی از بدنش تشبیه كرده است. در این آیه بر اصل بودن تاریكی در هستی اشاره شده و بیان شده است كه نور روز پدیده‏ای نازك و عارضی است كه تنها در طبقات پایین اتمسفر زمین و آن هم در نیمكره رو به خورشید دیده می‏شود.

و. آیات شناور بودن شب و روز
این آیات كنایه از شناور بودن زمین در مدارهای مختلف خود است. خداوند در این باره می‏فرماید:
1. «وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسبَحونَ»(23)؛ اوست كه شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است و هر یك از آنها در مدار خود شناورند.
2. «لَا الشَّمسُ یَنبَغِی لَها أن تُدرِكَ القَمَرَ وَ لَا اللَّیلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسبَحونَ»(24)؛ نه خورشید می‏تواند به ماه برسد و نه شب می‏تواند از روز پیشی گیرد و همه در مداری شناورند.

ز. حركت كوه‏ها
قرآن در این رابطه می‏فرماید: «وَ تَرَی الجِبالَ تَحسَبُهَا جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنعَ اللهِ الَّذِی أتقَنَ كُلَّ شَی‏ءٍ إنَّهُ خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ»(25)؛ به كوه‏ها می‏نگری و می‏پنداری كه آنها ثابتند، در حالی كه مثل ابرها حركت می‏كنند؛ این‏ها آفزینش خدایی است كه همه چیز را به بهترین نحو می‏آفریند و او به كارهایی كه انجام می‏دهید آگاه است. حركت ابرگونه كوه‏ها كنایه از گردش زمین حول محور خود وحركت و شناور بودن آن در مدارهای مختلف است؛ این به آن علت است كه اتمسفر زمین كه ابرها در درون آن به حركت درمی آیند با نیروی جاذبه زمین مرتبط است و حركت آن با حركت زمین و ابرها ی موجود در آن هماهنگی كامل دارد.

پوشیده شدن روز توسط شب‏
این موضوع در دو آیه از قرآن كریم مورد توجه قرار گرفته است:
1. «إنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَواتِ وَ الأرضَ فِی سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَی عَلَی العَرشِ یُغشِی اللَّیلَ النَّهارَ یَطلُبُهُ حَثیثاً وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ وَ النُّجومَ مُسَخَّراتٍ بِأمرِهِ ألَا لَهُ الخَلقُ وَ الأمرُ تَبَارَكَ اللهُ رَبُّ العَالَمینَ»(26)؛ پروردگار شما آن خدایی است كه آسمان‏ها و زمین را در شش روز خلق كرد سپس به خلقت عرش پرداخت. روز را به پرده شب پوشاند كه با شتاب در پی آن می‏آید و خورشید و ماه و ستارگان به اطاعت او درآمدند؛ بدانید كه آفرینش و قدرت حكومت از آن اوست و بلند مرتبه و بزرگ و آفریننده عالمیان است.
2. «وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الأرضَ وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ وَ أنهاراً وَ مِن كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی اللَّیلَ النَّهارَ إنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَكَّرونَ»(27)؛ او همان خدایی است كه زمین را گستراند و كوه‏ها را برافراشت و نهرها را در زمین جاری كرد و از هر میوه‏ای جفت جفت قرار داد و روز را با پرده شب پوشاند. به درستی كه در این امور نشانه‏های زیادی برای اهل تفكر وجود دارد.
همچنین آشكار شدن خورشید توسط روز و پوشاندن شب نیز در قرآن آمده است: «وَ الشَّمسِ وَ ضُحاها * وَ القَمَرِ إذا تَلاها * وَ النَّهارِ إذا جَلَّاها * وَ اللَّیلِ إذا یَغشاها»(28)؛ قسم به آفتاب و تابش آن و قسم به ماه كه در پی آن می‏آید و قسم به روز وقتی كه آن را (خورشید) روشن می‏كند و به شب وقتی كه آن را فرا می‏گیرد. در جایی دیگر نیز این عبارات بدون تفضیل ذكر شده: «وَ اللَّیلِ إذا یَغشَی * وَ النَّهارِ إذا تَجَلَّی»؛ قسم به شب هنگامی كه پرده می‏افكند و به روز هنگامی كه روشن می‏شود. فعل یغشی به معنی روكش و پرده گرفته شده است، اغشاء به معنی او را پوشاند است؛ مصدر این فعل نیز غشیه، غشیان، غشاوه و غشاء است؛ غاشیه هم به معنی پرده به كار می‏رود؛ البته یكی از صفات قیامت هم هست و به این خاطر یكی از صفات قیامت شده است كه ترس‏های روز قیامت مردم را احاطه می‏كند؛ جمع آن غواشی است.
از آن چه گذشت آشكار شد كه معنی (یُغشِی اللَّیلَ النَّهارَ) این است كه: خداوند نور روز را كه در سطح زمین وجود دارد، كم‏كم با تاریكی شب می‏پوشاند و شب می‏شود و تاریكی را نیز، با نور روز می‏پوشاند و به تدریج روز می‏شود. این موضوع، اشاره‏ای لطیف و ظریف به كروی بودن زمین و گردش آن به دور خود در هر 24 ساعت دارد كه با تفاوتی اندك به شب و روز تقسیم شده است و به آرامی پشت سر هم قرار می‏گیرند؛ همچنین یكی از نشانه‏های قدرت خداوند است؛ زیرا اگر زمین كروی شكل نبود نمی‏توانست به دور محور خود بچرخد و اگر به دور محور خود نمی‏چرخید، شب وروز پدید نمی‏آمد.
در بسیاری از موارد، قرآن كریم واژه شب وروز را به شكل مجازی برای اشاره به سیاره زمین به كار برده است؛ همچنین به عنوان كنایه برای تاریكی و روشنایی متوالی و سایر پدیده‏های همراه آن از این واژه استفاده كرده است؛ مثل آیه: «وَ الشَّمسِ وَ ضُحاها * وَ القَمَرِ إذا تَلاها * وَ النَّهارِ إذا جَلَّاها * وَ اللَّیلِ إذا یَغشاها»(29)؛ قسم به خورشید و نورش و قسم به ماه آن گاه كه در پی او می‏آید. قسم به روز آن گاه كه آن را آشكار می‏كند و به شب آن گاه كه خورشید را می‏پوشاند.
در این آیات، خداوند متعال به روز كه خورشید را آشكار می‏كند، قسم می‏خورد. آشكار كردن خورشید در این جا به معنی واضح كردن و نشان دادن آن به اهل زمین است.
این حقیقت علمی را دانشمندان در نیمه دوم قرن بیستم و با شروع عصر فضا نوردی كشف كردند و متوجه شدند كه ضخامت نور خیره كننده روز، از ارتفاع 200 كیلومتری سطح دریا در نیمكره رو به خورشید فراتر نمی‏رود. این كمر بند نازك كه بخشی از اتمسفر زمین است، به علت ارتفاع از سطح زمین، خالی از آلاینده‏ها است و هر چه به سمت بالا می‏رویم از فشردگی آن كاسته می‏شود؛ در حالی كه هر چقدر به سمت زمین نزدیك می‏شویم فشار و نسبت ذراتی مثل بخار آب و گرد و غبار در آن بیشتر می‏گردد؛ این فشردگی و غبارهای موجود در هوا باعث پراكنده شدن نور خورشید و تكرار انعكاس نور آن و در نتیجه، رؤیت آن به صورت نور سفید می‏شود. این حالت، به لایه پایینی اتمسفر اختصاص دارد، در حالی كه بیشتر قسمت‏های هستی قابل رؤیت، در تاریكی فرو رفته است و اگر در خارج از این لایه نورانی به خورشید نگاه كنیم آن را به صورت قرصی آبی رنگ در یك صفحه سیاه خواهیم دید. از اینجا می‏توانیم مقصود این كلام الهی را دریابیم كه می‏فرماید: روز، خورشید را آشكار می‏كند؛ این در حالی است كه تا اواخر قرن بیستم، همه مردم معتقد بودند كه این خورشید است كه روز را به همراه دارد؛ پس پاك و منزه است خداوندی كه این حقیقت علمی را 1400 سال قبل از این كه توسط دانشمندان كشف شود، بیان كرده است.
همچنین خداوند متعال، در سوره لیل به این صورت قسم یاد می‏كند: «وَ اللَّیلِ إذا یَغشَی * وَ النَّهارِ إذا تَجَلَّی»(30)؛ قسم به شب آن گاه كه می‏پوشاند و قسم به روز آن گاه كه ظاهر می‏شود. یعنی قسم به شب كه نصف كره زمین را كه دور از خورشید است می‏پوشاند و قسم به روز كه نور خورشید را در نیم‏كره زمین كه رو به خورشید دارد روشن می‏كند. زندگی در روی زمین، مرهون پی در پی آمدن شب وروز است؛ همین امر انسان را قادر می‏سازد تا گذشت زمان و تاریخ حوادث را درك كند.
هنگامی كه تاریكی شب، نیمی از كره زمین را در بر می‏گیرد، این تاریكی به تاریكی آسمان متصل می‏شود و همه جا را فرا می‏گیرد؛ در همان حال در نیمكره دیگر زمین، روز با نور زیبای خود جلوه‏گری می‏كند و خود را با یك كمربند نورانی از تاریكی هستی جدا می‏كند.
خداوند با توالی شب وروز بر ما منت نهاده و می‏فرماید: «قُل أرَأیتُم إن جَعَلَ اللهُ عَلَیكُمُ اللَّیلَ سَرمَداً إلَی یَومِ القیامَةِ مَن إلهٌ غَیرُ اللهِ یَأتیكُم بِضِیاءٍ أفَلَا تَسمَعونَ * قُل أرَأیتُم إن جَعَلَ اللهُ عَلَیكُمُ النَّهارَ سَرمَداً إلَی یَومِ القیامَةِ مَن إلهٌ غَیرُ اللهِ یَأتیكُم بِلَیلٍ تَسكُنونَ فیهِ أفَلَا تُبصِرونَ * وَ مِن رَحمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ لِتَسكُنوا فیهِ وَ لِتَبتَغوُا مِن فَضلِهِ لَعَلَّكُم تَشكُرونَ»(31)؛ به آنها بگو چه می‏كردید اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما پایدار می‏كرد؟ چه كسی جز خداوند بود كه روشنایی روز را برای شما بیاورد؟ چرا این نصیحت‏ها را نمی‏شنوید! به آنها بگو اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان می‏ساخت چه می‏كردید. غیر از خداوند كدام خدا بود كه شب را برای شما بیاورد تا كمی در آن آرام گیرید؟ چرا كمی با تامل در این آیات نمی‏نگرید! این از رحمت خداوند است كه روز و شب را برای شما قرار داد تا در شب، آرامش یابید و در روز از فضل خدا به دنبال روزی خود بروید، شاید خدا را سپاس گویید. و در جای دیگری می‏فرماید: «وَ جَعَلنَا اللَّیلَ لِباساً * وَ جَعَلنَا النَّهارَ مَعاشاً»(32)؛ شب را پوشش شما و روز را وسیله رزق و روزی شما قرار دادیم.

پوشش شتابان روز به وسیله شب‏
ممكن است این سؤال برای قاری قرآن پیش آید كه ویژگی (حَثیثاً) كه در آیه 54 سوره اعراف آمده، اما در سایر آیات مربوط به پوشش شب و روز ذكر نشده است به چه معناست؟ در پاسخ باید گفت: این آیه در رابطه با مراحل اولیه خلقت آسمان‏ها و زمین است؛ در حالی كه بقیه آیات به طور عموم به این پدیده اشاره می‏كنند. كلمه (حَثیثاً) به معنی شتابان و حریص است؛ این آیه به این نكته اشاره می‏كند كه سرعت توالی شب و روز در آغاز آفرینش، بیشتر از سرعت فعلی آن بوده است. این موضوع، اخیراً با بررسی مراحل رشد اسكلت حیوانات و تنه درختان بسیار قدیمی و فسیل‏ها به اثبات رسیده است؛ بررسی این پدیده در تنه درختان در رشته جدید دانشگاهی با عنوان «دار زمان‏شناسی»(33) انجام می‏گیرد.
این علم با بررسی حلقه‏هایی كه سالانه در تنه درختان شكل می‏گیرد، آغاز گردید. این حلقه‏ها - از مركز ساقه تا لایه پوشش خارجی كه بافت لنفی نامیده می‏شود - نشانگر مراحل رشد گیاه هستند؛ ضمن آن كه شرایط آب و هوایی و محیطی اطراف این درخت‏ها را نیز نشان می‏دهند. از آن جایی كه حلقه‏های سالانه، به واسطه تنوع در سلول‏های ساخته شده توسط گیاه در فصول مختلف سال به وجود می‏آید، این لایه‏ها در موقع خشكسالی، بسیار نازك و در زمان‏های بارانی ضخیم‏تر هستند.
پژوهشگران با مطالعه این حلقه‏های سالیانه در تنه تعدادی از درختان زنده با عمر طولانی مثل صنوبر خاردار توانستند تغییرات آب و هوایی را تا بیش از هشت هزار سال مورد بررسی قرار دهند و سپس به بررسی فسیل‏ها در طول دوره‏های مختلف زمین پرداختند. با پیشرفته شدن تكنولوژی، آنها به این نتیجه رسیدند كه این حلقه‏های سالیانه(34) و خطوط رشد در اسكلت حیوانات(35) را می‏توان بر اساس فصل و ماه‏های سال و همچنین خود سال‏ها تقسیم بندی نمود. این تقسیم بندی حتی شامل هفته، سال و شبانه روز نیز می‏شود. این تحقیقات نشان می‏دهد كه تعداد روزها در سال با افزوده شدن عمر هر نمونه رو به فزونی گذاشته است. این بدان معنی است كه سرعت گردش زمین به دور خود در زمان‏های گذشته، بیشتر از امروز بوده است و در این جاست كه زیبایی تعبیر قرآنی (یَطلُبُهُ حَثیثاً) در هنگام آغاز خلقت مشخص می‏شود. افزایش تعداد روزهای سال، همزمان با افزایش عمر زمین و رابطه آن با سرعت حیرت انگیز زمین به دور محور خود در ابتدای آفرینش كه از بررسی شرایط آب و هوایی و محیطی لایه‏های درختان و اسكلت حیوانات قدیمی به دست آمده است، این موضوع را برای پژوهشگران مشخص كرده كه هر قدر در طول زمان به عقب برگردیم، تعداد روزها در سال افزوده خواهد شد و افزایش تعداد روزها در سال نیز نتیجه مستقیم افزایش سرعت زمین در گردش به دور محور خود است.
با تطبیق دقیق این موضوع در فسیل‏ها، مشخص شده است كه تعداد روزهای سال در دوره كامبرین(36)، یعنی حدود ششصد میلیون سال قبل، به 425 روز در سال می‏رسیده است؛ این تعداد در اواسط دوره اردوویسیت(37)، یعنی چهار صد و پنجاه میلیون سال قبل، 415 روز بوده است و در اواخر دوره تریاس(38)، یعنی دویست میلیون سال قبل، 385 روز بوده است. این روند كاهش تدریجی، همچنان ادامه داشته تا این كه در زمان حاضر به 25/365 روز در سال (365 روز و 5 ساعت و 49 دقیقه و 12 ثانیه) رسیده است. با تكمیل این تحقیقات، مشخص شد كه زمین به علت دو فرایند جزر ومد و وزش بادهای مخالف، در هر قرن یك هزارم ثانیه از سرعت حركت به دور محور خود را از دست می‏دهد؛ به عبارت دیگر، این دو فرایند در میزان سرعت زمین، مثل ترمز عمل می‏كنند و باعث كاهش سرعت زمین می‏شوند. با گسترش این تحقیقات به زمان سخت شدن پوسته زمین مشخص شد كه در ابتدای خلقت، یعنی 4600 میلیون سال پیش، تعداد روزهای سال به 2200 روز و طول یك شبانه روز تنها به 4 ساعت كاهش یافته است؛ بدین معنی كه سرعت گردش زمین 6 برابر سرعت فعلی آن بوده است.
پاك و منزه است خداوندی كه 1400 سال قبل، این یافته‏ها را نشان می‏دهد و بر آنها صحه می‏گذارد: «إنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَواتِ وَ الأرضَ فِی سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَی عَلَی العَرشِ یُغشِی اللَّیلَ النَّهارَ یَطلُبُهُ حَثیثاً»(39)؛ پروردگار شما همان خدایی است كه آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید، آن گاه بر عرش قدرت استیلا یافت و شب را بوسیله روز پوشاند در حالی كه شتابان در پی آن می‏رود.
پاك ومنزه است خداوندی كه در اجساد موجودات زنده و موجودات نابود شده، علامت‏هایی را باقی گذاشت تا ما به این حقایق دست یابیم و به این صورت عبارت كوتاه (یَطلُبُهُ حَثیثاً) را به صورت یك معجزه كامل درك كنیم و بدانیم كه قرآن كریم، كلام خداست و پیامبر خاتم كه از طریق وحی، قرآن را دریافت كرده، به دریای پر عظمت خالق هستی متصل بوده و هیچ گاه از روی هوا و هوس، سخنی بر زبان نرانده است.

پی‏نوشت‏ها:
1. سوره عنكبوت: آیه 41.
2. Arthro poda.
3. Class Arachnida.
4. Spider.
5. واحد وزن به اندازه 2 كیلو و 564 گرم.
6. سوره نساء: آیه 48.
7. سوره اعراف: آیه 54.
8. سوره بقره: آیه 164.
9. سوره آل‏عمران: آیه 190.
10. سوره یونس: آیه 6.
11. سوره مؤمنون: آیه 80.
12. سوره جاثیه: 5-3.
13. سوره فرقان: آیه 62.
14. سوره مدثر: آیات 34-33.
15. سوره تكویر: آیات 18-17.
16. سوره نور: آیه 44.
17. سوره آل‏عمران: آیه 27.
18. سوره حج: آیه 61.
19. سوره لقمان: آیه 29.
20. سوره فاطر: آیه 13.
21. سوره حدید: آیه 6.
22. سوره یس: آیه 37.
23. سوره انبیا: آیه 33.
24. سوره یس: آیه 40.
25. سوره نمل: آیه 88.
26. سوره اعراف: آیه 54.
27. سوره رعد: آیه 3.
28. سوره شمس: آیات 4-1.
29. سوره شمس: آیات 4-1.
30. سوره لیل: آیه 2-1.
31. سوره قصص: آیات 73-71.
32. سوره نیا: آیات 11-10.
33. Dendro chrono logy.
34. Annuah rings.
35. Linesof Growth.
36. Camberian period.
37. Ordovician period.
38. Triassic period.
39. سوره اعراف: آیه 54.




    آرشیو


    جستجو در سایت



    آمار زنده سایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :